{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دهم

پارت دهم

سهون:کی با تو بود
اسی:منم با تو که نبودم ما با اعضای بی تی اس بودم
یه پوزخند زد .منم یه جوری پوزخند زدم تا ناکجا ابادش سوخت.رو کردم به اما
اسی:اما بوی سوختگی حس نمی کنی?
اما:ن تو چی?
اسی:من از این طرف (به سهون اشاره کردم)بوی سوختگی حس میکنم.
کامیلا که بحثمون رو شنید از خنده ترکید واییییی چقدر خندیدیم😂😂
خلاصه قرار شد بریم خونه بی تی اس که بحث رو اونجا ادامه بدیم.
بچه ها با ماشین های سارا و جسیکا رفتن(همه ماشین داشتن بجز اسی.البته اونم سالارو داشت)

استیسی

من موندم با موتورم جلوی کافه کریسو دیدم زدم رو ترمز .......

کریس

زنگ زدم با چانیول
چان:جونم بابایی
من:بچه مزه نریز تعداد رو شمردی احیانن
چان:ن صبر کن از سوهو بپرسم
سوهو:اوا خاک بر سرم شوهرم جا موند .به منیجر گفت که برگرده کریس گفت:
نمی خواد من خودم میام
سوهو :باشه از خجالتت در میام(ببنید هرچی دوست دارید فکر بد کنید )
خندیدم . موقع قطع کردن یه موتوری که کلاه کاسکت سیاه و کت چرم خفن پوشیده بود جلوم واستاد.
اون:برسونمت
من:اقا مزاحم نشو مثل اینکه منو نمیشناسی نه?
کلاهشو زد بالا اوا این که اسی بود خدا کنه منم ببرتم حوصله طرفدارا رو ندارم
من:استیسی
اسی:کشمشم دم داره
من:خب خانم استیسی میشه منم باهاتون بیام
اسی:چه لفظ قلم حرف میزنی همون اسی خوبه بپر بالا داداش شاید شما بی معرفت باشد ولی ما نه
برام عجیب بود این همون دختری بود که با سهون میجنگید ......باورم نمی شد.

استیسی

سوارش کردم دوسه بار ازم تشکر کرد(بیا🖕🏻🖕🏻🖕🏻 اونم تشکر میکنه) رسیدیم جلو ادرس برگام ریخت خفن بوداااااا خونشونو میگم وگرنه خودشون خعلی .... ان
با کریس وارد شدیم................

اما

واییی دلم شور میزد چرا اسی نیومد(با دوست پسرش رفته ددر😀والا واسه ادم اعصاب نمیذارن )چند بار زنگ زدم ولی جواب نداد با صدای زنگ به خودم امدم.
استیسی بود و.......کریس هاااااا من نمی فهمم(نفهمی گلم )
جین:اوا استیسی با چی اومدین
اسی:با زندگیم
کریس خندشو خورد
جی دراگون:اون پسر نگون بخت الان پشت دره....

استیسی

واییی ته خنده بود خودمو جمع کردم و گفتم:اولا که نگون بخت زنته دوما اررررررره
همه با سر رفتن بیرون ولی با قیافه های در هم امدن تو
سوهو:رفته بود
من:شاید
بم بم :میخواطتم عشقتو ببینم
وایطی دوم نیوردیم و امدیم با کامیلا و کریس پخش زمین شدیم و دِ بخند
بکی:مرض مسخرمون کردید?
من:ن مگه عشق یه ادم حتما باید یه پسر باشه?من که عاشق موتورم شدم شما رو نمی دونم...........وایییی همه سرخ شده بودن .یعنی جاش بود خفمون میکردن
دیدگاه ها (۶)

پارت یازدهمبم بم- روی آب بخندید مسخره هااسی- هو مواظب خودت ب...

اونایی که اینجوری هستید بگید مستفیض شیم🤨😐

پارت نهمخب رفتیم کافه به حساب کریس و سهون ( آخی بابایی ناراح...

پارت هشتمته ایل امد در گوش سارا گفت:مال خودمیسارا :چیییی?ببی...

شوالیه تاریکی

black flower(p,345)

l need you're body part 8 ویو کوک با خودم فکر میکردم و انقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط