l need youre body
l need you're body
part 8
ویو کوک
با خودم فکر میکردم و انقدر غرق در افکارم بودم که نفهمیدم کی رسیدم به دم در خونه رفتم غذای بم رو بهش دادم و خودم رفتم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم با بالاتنه ی لخت اومدم بیرون یه حوله ی کوچیک رو سرم انداختم و داشتم موهام رو خشک میکردم که گوشیم زنگ خورد سوهو بود برداشتم
سوهو. سلام قربان ما تونستیم با باند ۱۳۷z
همکاری کنیم قرار شد برن ایران و دختره رو سالم بیارن و در عوضش پول بگیرن
ک. هوم خوبه فقط بگو هرچه سریع تر
سوهو. گفتن ممکنه یک هفته ای طول بکشه
ک. خوبه ولی بگو زود تر انجام بدن آخه یک هفته
چهار روز بعد
ویو کوک
سوهو . قربان دختره تو اتاق شکنجه هست
ک. خیله خوب الهان میرم
سوهو. چشم
سوهو رفت و من موندم عطر تلخم رو زدم و رفتم پایین و رفتم در اتاق رو باز کردم یه دختری رو دیدم خیلی دور از تصورم بود خیلی خوشگل بود و چهرهی خاصی داشت با همه ی دختر های اطرافم فرق میکرد موهای خیلی نازی داشت نمیدونم چم شده که پاهام فقل کرده بودم با جیغ هایی که دستمال دور دهنش اون جیغ ها رو خفه میکرد به خودم اومدم دست و پاش بسته بود و از شدت گریه چشم هاش معلوم نبود یه نفس عمیق کشید و گفتم با خودم باشم رفت جلوش وایستادم گریه قعط شد و بهم نگاه میکرد نشستم جلوش و دستمال رو از روی دهنش بر داشتم چیزی نگفت به چشماش نگاه کردم و یه تک خنده ای زدم به اینگلیسی گفتم
ک. فکر نمیکردی انقدر راحت گیرت بیارم جوجه
ن. ..........
ک. چیه چرا چیزی نمیگی نترس باهات کاری ندارم
ن..تو ......تو ...... به چه حقی منو آوردی اینجا اینجا کجاست (داد)
ک. خودت این اجازه رو بهم دادی
ن. چی میگی من کی.......
حرفش رو قطع کردم گفتم
ک. مگه تو نگفتی که برو نیازت رو بدست بیا خب نیاز منم تویی........
کیلیلیلیلیلیلیلیلی
میدونم این پارت یه خورده گیج کننده هس ولی تو پارت های بعدی متوجه میشید
حمایتم کنید خوشگلا
part 8
ویو کوک
با خودم فکر میکردم و انقدر غرق در افکارم بودم که نفهمیدم کی رسیدم به دم در خونه رفتم غذای بم رو بهش دادم و خودم رفتم یه دوش ۲۰ مینی گرفتم با بالاتنه ی لخت اومدم بیرون یه حوله ی کوچیک رو سرم انداختم و داشتم موهام رو خشک میکردم که گوشیم زنگ خورد سوهو بود برداشتم
سوهو. سلام قربان ما تونستیم با باند ۱۳۷z
همکاری کنیم قرار شد برن ایران و دختره رو سالم بیارن و در عوضش پول بگیرن
ک. هوم خوبه فقط بگو هرچه سریع تر
سوهو. گفتن ممکنه یک هفته ای طول بکشه
ک. خوبه ولی بگو زود تر انجام بدن آخه یک هفته
چهار روز بعد
ویو کوک
سوهو . قربان دختره تو اتاق شکنجه هست
ک. خیله خوب الهان میرم
سوهو. چشم
سوهو رفت و من موندم عطر تلخم رو زدم و رفتم پایین و رفتم در اتاق رو باز کردم یه دختری رو دیدم خیلی دور از تصورم بود خیلی خوشگل بود و چهرهی خاصی داشت با همه ی دختر های اطرافم فرق میکرد موهای خیلی نازی داشت نمیدونم چم شده که پاهام فقل کرده بودم با جیغ هایی که دستمال دور دهنش اون جیغ ها رو خفه میکرد به خودم اومدم دست و پاش بسته بود و از شدت گریه چشم هاش معلوم نبود یه نفس عمیق کشید و گفتم با خودم باشم رفت جلوش وایستادم گریه قعط شد و بهم نگاه میکرد نشستم جلوش و دستمال رو از روی دهنش بر داشتم چیزی نگفت به چشماش نگاه کردم و یه تک خنده ای زدم به اینگلیسی گفتم
ک. فکر نمیکردی انقدر راحت گیرت بیارم جوجه
ن. ..........
ک. چیه چرا چیزی نمیگی نترس باهات کاری ندارم
ن..تو ......تو ...... به چه حقی منو آوردی اینجا اینجا کجاست (داد)
ک. خودت این اجازه رو بهم دادی
ن. چی میگی من کی.......
حرفش رو قطع کردم گفتم
ک. مگه تو نگفتی که برو نیازت رو بدست بیا خب نیاز منم تویی........
کیلیلیلیلیلیلیلیلی
میدونم این پارت یه خورده گیج کننده هس ولی تو پارت های بعدی متوجه میشید
حمایتم کنید خوشگلا
- ۸۷۶
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط