{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سلام عزیزای من

سلام عزیزای من
رمان خاطرات تنهایی رو من از زندگی دوستم نوشتم با رضایت خودش
ولی الان دیگه قادر نیستم بنویسم و دوستم هم دیگه نمیخاد داستان زندگیش به اشتراک
گذاشته بشه😊
اما اگه بخواین میتونم رمان های دیگمو براتون بزارم
اگه راضین کامنت بزارین🌈
دوستون دارم❤
دیدگاه ها (۶)

سلاااااام سلاااااامبچه ها رمان جدیدم به اسم #کودکانه_عاشقتم❤...

#پارت۱⭐ ماهور⭐ مامان لباسامو گذاشت تو کمد و برگشت سمتممامان:...

شخصیت های #رسا و #الیاس

#پارت_۱۰۱ #رمان_سفر_عشقالیاس با رسام دست داد و مامان رو بغل ...

این سناریو رو براتون نوشتم یکی گذاشته بود وگفته بود کسی می‌...

سلامممگفتم بزار بعد از اینهمه مدت یه بیو از خودم بدمهانا هست...

بیو گرافی از خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط