{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارِ یادت

کنارِ یادت
برایت
شعر می نویسم
و روحِ خسته ام را
آزرده تر می کنم
عشق بوی ویرانگی می دهد
بی حضورِ تو
و من
تصویرِ غمگینِ زنی
می شوم
در انتهای راه

ای باران....ببار
ببار.
بی او
شبم
بوی گریه می دهد.
دیدگاه ها (۲)

تو را به شعرِ آفتابصدا کردمآمدی. در حضورِ آفتاب سوگند خوردیم...

با یک خط دیگر یک تلگرام نصب کردم تا بتوانم عکس های پروفایلش ...

تو با کدام زبان صدایم می زنیسکوت تو را لمس می کنمبه من که نگ...

خواب دیدم؛سربازِ جسوری بودی.در خشابِ تفنگت، شعر بود؛باز بارا...

خسته ای غمزده ای مثل منی می فهممدوست داری زِ خودت دل بکنی می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط