{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای روزگار! با دل من جنگ می کنی

ای روزگار! با دل من جنگ می کنی
لب را ز خون سرخ دلم رنگ می کنی
.
گنجشک وار می کشی‌ام در قفس، همیش
پای فرار و بخت مرا لنگ می کنی
.
با روز های سخت و غم انگیز و دردها
دنیای قلب پاکِ مرا تنگ می کنی
.
خنجر به جانِ زخمی‌ام از پشت می زنی
خود را به پیش با خردان خنگ می کنی
.
با صد فریب و حیله گری های خود مدام
قلبِ رفیقِ مردِ مرا سنگ می کنی
.
من با تو عاشقانه قدم می زنم، ولی
لعنت به تو که با دلِ من جنگ می کنی....
.
#محرابی_صافی
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①④ تو به کسی نیاز نداری تا کاملت...

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

چند پارتی بازی ممنوع

بنا بر دلایلی دلم خواست اوسی از شیطان کش هم داشته باشم🤧🩵(تای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط