{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر بار که به او میگویم: "مراقب خودت باش"،

هر بار که به او میگویم: "مراقب خودت باش"،

در جواب این عبارت و با صدایی کاملا رسا میگفت: "مراقبم باش، مراقبتم"...

حتا ترتیب این دو عبارت مهم است.

اگر این دو راجابجا می گفت، هیچ فرقی با دیگران نداشت و چون تعارفات کلیشه ای تنها جمله ای بود و بس...!

ولی او ابتدا فروتنانه تمنا می کرد و بعد با قدرت نشان می‌داد که کنارم ایستاده است.
دیدگاه ها (۰)

"من" زخم است."دوستت دارم" پانسمان،خونی که می‌چکد...یعنی مرهم...

آنقدر درگیر ِ من بوده ایکه بعد از رفتنم باید تا آخر ِ عمرتظا...

بلند شو محبوب منباید از این قبیله ی مخوف تنهاییعبور کنیمو در...

از این تنهایی ها خدا قسمت کند

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۴

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۹✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط