{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

pt 7

pt 7
جیمین دستشو روی گردن یونگی حلقه کرد و کنار گوشش گفت:«من همیشه همسرتم و اینو یادت نره! تو هم همیشه همسرمی:)»

--

حال •••
جیمین جام شرابشو روی میز گذاشت و به طرف پیست رقص رفت و شروع کرد با ریتم اهنگ رقصیدن
اولین بار بود که که به بار میرفت چون دیروز ۱۹ ساله ساله شد و اصلا چیزی از بار نمیفهمید
فقط بلند میخندید و میرقصید و نمیدونست که نگاه بیشتریا به رقص سکسیه اونه و هر لخظه ممکنه یه لقمه چپش کنن!
ناگهان کسی از پشت بهش چسبید شونه هاشو گرفت و موهاشو بویید
ولی جیمین اهمیتی نداد چون میخواست امشبو خوش بگذرونه
یه نفر دیگه به طرفش اومد و اون مردی که پشت جیمین بود پسش زد و گفت:«این مال منه رو یکی دیگه رو پیدا کن»
مردی که پشت جیمین بود چون رییس بار بود اون یکی مرد به حرفش گوش کرد و رفت
مردی که پشت جیمین بود خیلی شهوت انگیز دستاشو روی شکم جیمین حرکت داد
جیمین هم سرشو روی شونه ی مرد تکیه داد و باسنشو روی عضو مرد حرکت داد
مرد به گوشای جیمین نزدیک شد و گفت:«خیلی شیطونی میکنی »
لایک کامنت بازنشر یادتون نره 😭🎀
دیدگاه ها (۰)

pt 6ناگهان در همون خونه باز شد و یونگی و جیمین پا به فرار گذ...

pt 5جیمین لبخندی زد که چشماش حلالی شدیونگی دستشو روی لپ جیمی...

p13صبح روز بعد...تهیونگ در بیمارستان مشغول کار بود.ذهنش هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط