{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راهیاننور

#راهیان_نور
#دو_کوهه
#یادمان_اول

دوکوهه؛ سجده گاهی به وسعت آسمان

درد و دل زیبا با دو کوهه

میدان صبحگاه دوکوهه است اینجا؛ جایی که مثل دریا، انگار انتهایش معلوم نیست. جایی که زمانی معراج روحانیِ عاشقان الله بود. جایی که بسیاری در اینجا مهر شهادت بر پرونده خود زدند و برای همیشه سعادتمند شدند. درست در چنین ساعتهایی اینجا دیگر زمین نبود. اینجا عرش خدا بود. عرش واقعی خدا؛ چونکه عرشیان خاکی در اینجا با خدا ملاقات داشتند. و چه عاشقانه بود آن ملاقاتها!


و اینک بعد از گذشت این همه سال من در جای آنها نشسته ام. چشم که بسته می شود و گوش که از این اصوات دنیوی فارق می گردد به راحتی می توان حضور آنها را در اینجا حس کرد. هنوز انگار از گوشه گوشه میدان، صدای مناجات و العفو گفتن ها بگوش می رسد. هر جای میدان را که نگاه می کنم انگار عزیزی با خدایش خلوتی کرده و آنچنان عاشقانه با او مناجات می کند که گویا فقط، خدا مال خود اوست. هرکس فانوسی به دست و پتویی به سر کشیده، بر گناهان نکرده اش توبه می کند و ...

و من اینک اینجا نشسته ام و همچنان به شرمندگی خود فکر می کنم که آنها که بودند و من که هستم؟!! آنها چه کردند و من چه می کنم؟!! آنها چطور بودند و من الان چطورم؟!!
@bakeri_channel
دیدگاه ها (۱)

8توی دلم تلقین می‌کردم که زنده است. گریه که می‌کردم دختر کوچ...

به جبهه ها، رشادتمبه سالها اسارتمخنده صبح و شامتانحرامیان، ح...

عشق یعنی یک شلمچه استخوان،ماندن تنها پلاکی از جوانعشق یعنی ی...

.

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده نوشته مرا بخواندجان آئینه جه...

پارت ۲F:"ایتاچی تو باید باعث سربلندی شرکتمون بشی، ساسکه هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط