رمان بغلی من
رمان بغلی من
پارت ۱۷
دیانا: درآمد کافه که اونقدر نیست شما به من کمک کنید شما پول هاتونو نیاز دارید
حلما: مهم نیست
دیانا: یه بار ازتون گرفتم دوبار گرفتم ۳ بارگرفتم دیگه رویی نمونه از تون پول لگیرگ
ستایش: پس میخوای چیکار کنی خواهر من
دیانا: میرم یه کار دیگه پیدا میکنم
حلما: واقعا میخوای بری از کافه
دیانا: نه نصف روز اونجا نصف روز هم اینجا
ستایش: بابا دیگه جونی برات نمونه که بری خونه
پارت ۱۷
دیانا: درآمد کافه که اونقدر نیست شما به من کمک کنید شما پول هاتونو نیاز دارید
حلما: مهم نیست
دیانا: یه بار ازتون گرفتم دوبار گرفتم ۳ بارگرفتم دیگه رویی نمونه از تون پول لگیرگ
ستایش: پس میخوای چیکار کنی خواهر من
دیانا: میرم یه کار دیگه پیدا میکنم
حلما: واقعا میخوای بری از کافه
دیانا: نه نصف روز اونجا نصف روز هم اینجا
ستایش: بابا دیگه جونی برات نمونه که بری خونه
- ۲.۴k
- ۱۵ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط