{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟

رفتم درمونگاه , منشیه میگه : مریض شمایید؟
.
.
..

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
میگم : نه! من میکروبم , اومدم خودمو معرفی کنم!
نمیدونم چرا از اونجا هم انداختنم بیرون
دیدگاه ها (۱)

معلم روستا از بچه ها عکس گرفت و گفت:ببینید چقدر قشنگه چند سا...

تفاﻭﺕ ﻗﺼﻪ ﮔﻔﺘﻦ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﺍﻭﻧﺎ : ﯾﮑﯽ ﺑﻮﺩ ﯾﮑﯽ ﻧ...

دخترا.......کیا میتونن دو تا آرنجاشون رو به هم بزنن؟؟..........

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺳﺎﻋﺖ ۱۲ ﺷﺐ ﺍﻭﻣﺪ ﭼﺖ...ﺧﯿﻠﯽ ﺑﺎﮐﻼﺱ ﻭ ﺷﯿﮏ ﺗﺎ ٤ ﺻﺒﺢﺭﻭﯾﺎﯾﯽ ﺭ...

راستیتش پچه ها من قرار بود چند ساعت پیش هم فیکو معرفی کنم هم...

کمک

یه مرد توی تهران بعداز یک سال پنهانکاری به قتل همسرش اعتراف ...

خببب اومدم خودمو معرفی کنم خانومیااسم واقعیمو نمی‌گم بهم بگی...

پارت ۱۴_ اوکی..جیوو سریع از دستشویی اومد بیرون ولی شوگا چسبو...

120 تایمون مبارکککککک💞بچه ها یک سوال الان پیجم بشه 130 لازمه...

Part 11<ویو نونا> اصلا میرم تو اتاق جیهوپ میخوابم کوک: تو غل...

یچیزی.... دقت کردین پولیباز اینجوریه که بهت میگه انقد بلند ا...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:15ا.ت:اره بیا بشین ........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط