{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مافیای من

مافیای من
پارت5
ویو جیمین
خاستم بخوابم که صدای تیر اومد رفتم بیرون ببینم چیه که یهو سیاهی
ویو تهیونگ
صدای تیر اندازی اومد از خواب پریدم رفتم ببینم چیه که دیدم جیمین تیر خورده پشتشم سوهو وایساده سری کلتمو برداشتم تا خواستم برم سوهو فرار کرده بود دکتر شخصیو خبر کردم دکتر: بهوش میاد یه مدت باید استراحت کنه میتونه راه بره اما نباید کار کنه
تهیونگ: باشه من جیمینو میبرم رو تختش
جیمینو بردم تو اتاقش دیدم ا/ت داره سعی میکنه راه بره
تهیوگ: ا/ت بشین سر جات ساعت سه شبی
ا/ت: تهیونگ جیمین چش شده خوبه
تهیونگ: جیمینو گذاشتم رو تخت بعد ماجرارو واسه ا/ت تعزیف کردم
ا/ت: که اینطور حالا کی مواظب منه کی مواظب جیمین
تهیونگ: جیمین حالش خوبه تو چون یه ضربه به پات خورده یه ضربه تو دلت نمیتونی راه
جیمین حالش خوبه
داشتیم همینطوری حرف میزدیم که متوجه شدیم جیمین داره نگاهمون میکنه
ا/ت: جیمین خوبی
جیمین: بچه ها ساعت پنج صبه برید بخوابید کل شبو بیدار بودید
تهیونگ: جیمین راستی دکتر گفت نباید کاری کنی
جیمین: باشه برید بخوابید
پرش زمان به ساعت 10صب
ویو جیمین
خابیدیم وقتی بیدار شدم خاستم برم صبحونه بخورم که یهو....
دیدگاه ها (۰)

مافیای من پارت 6ویو جیمین وقتی بیدار شدم خاستم برم صبحونه ...

مافیای من پارت7ویو ا/تمیحاستم پاشم که یهو افتادم تو بغل جیمی...

سناریو درخواستیوقتی اتاقشون رو به هم میریزی و میدونی که میخو...

سناریو درخواستی وقتی عَموتون بی دلیل دعوات میکنه و اعضا خیلی...

~~~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹¹*. ...

خون آشام پنهان ۸

Part 11یونا ویو با دل درد بدی بیدار شدم دیدم تهیونگ بغلم خوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط