چشمهای شرقی ات آنروز،خالی ازموج تمنا بود
چشمهای شرقی ات آنروز،خالی ازموج تمنا بود
درسکوت سرد وسنگینت،رنگی ازاندوه پیدابود
وای ازآن روزملال انگیز،آن غروب خسته ی پاییز
آفتاب عشق مان خاموش ،سینه مان ازآرزو .لبریز
مرغکان برشاخه سردادندنغمه ی جانسوزتنهایی
چهره ات ازمهر خالی شد،چشمت ازنوراهورایی
موج سنگینِ "خداحافظ"درفضای قلبمان پیچید
این ندا پژواک حسرت بود،درزمین وآسمان پیچید
آن غروب آن آخرین دیدار،اولین شام جدایی بود
قلب ما گهواره ی پاکی،عشق ما عشق خدایی بود
منتظرماندم که برگردی!تاتورابرسینه بفشارم
انتظارت، سخت پیرم کردوای ازاین بختی که من دارم
منتظرماندم که برگردی تاچراغ جان برافروزم
برنگشتی برنگشتی آه! آه ازاین داغِ جگرسوزم
برنمیگردی ومن دیگر،دوری ات رابرنمی تابم
ماه من! بهرخدایکشب، خنده کن دربرکه ی خوابم
درسکوت سرد وسنگینت،رنگی ازاندوه پیدابود
وای ازآن روزملال انگیز،آن غروب خسته ی پاییز
آفتاب عشق مان خاموش ،سینه مان ازآرزو .لبریز
مرغکان برشاخه سردادندنغمه ی جانسوزتنهایی
چهره ات ازمهر خالی شد،چشمت ازنوراهورایی
موج سنگینِ "خداحافظ"درفضای قلبمان پیچید
این ندا پژواک حسرت بود،درزمین وآسمان پیچید
آن غروب آن آخرین دیدار،اولین شام جدایی بود
قلب ما گهواره ی پاکی،عشق ما عشق خدایی بود
منتظرماندم که برگردی!تاتورابرسینه بفشارم
انتظارت، سخت پیرم کردوای ازاین بختی که من دارم
منتظرماندم که برگردی تاچراغ جان برافروزم
برنگشتی برنگشتی آه! آه ازاین داغِ جگرسوزم
برنمیگردی ومن دیگر،دوری ات رابرنمی تابم
ماه من! بهرخدایکشب، خنده کن دربرکه ی خوابم
- ۷.۴k
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط