{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه

بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
بگشاید ز مویت گرهی چند ای مه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
تا بگشایی گرهی شاید ز دل دیوانه
دل در مویت دارد خانه
مجنون گردد چو زنی هر دم شانه
در حلقه مویت بس دل اسیر است
بینم خونین دل این و آن سر هر دندانه
بینم خونین دل این و آن سر هردندانه
بر گیسویت ای جان کمتر زن شانه
چون در چین و شکنش دارد دل من کاشانه
تقدیم به مهتا عزیز از طرف
صدف جان(teh21 )
دیدگاه ها (۹)

تقدیم به دوست عزیزمغزاله جان(ghazalehtak)

تقدیم به دوست عزیزم عسل جان (parya.gh )

به سفارش آرام (نادیا)عزیز

تقدیم به دوست عزیزمAram (special Girl)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

تکاپو پارت 9۴:کافه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍دو روز بعد...هوای شهر، بعد از با...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش اول_ "تا بر تو نظر کردم ر...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

قصه هجدهم: حر بن یزید ریاحی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط