پارت ⁵( اخر )

پارت ⁵( اخر )
ات ویو
رفتیم خرید کردیم رفتیم خونه که دیدم خانوادم اونجا رو مبل نشستن
م. ا: ات؟ این کیه. ؟
+هاا مامان سلام کی امدین؟
پ.ا:داماد مونه
+عه بابا
-سلام مین یونگی هستم شوگا هم صدام میکنن
م.ا:اوو سلام پسرم شما.
-دوست پسر ات هستم
+شوگا
م.ا:خوشبختم
ماشالله عجب پسر خوشتیپ و جذابی شبیه گربه میمونه
+عه مامان زشته
من برم لباسمو عوض کنم
-منم باید لباس عوض کنم
پ.ا:اینجا؟
+ها بابا شوگا پیش من زندگی میکنه
پ.ا:اها
رفتیم لباس هامونو عوض کردیم و منو شوگا رفتیم پایین برای شام غذا درست کردیم بعدش بابام شروع کرد به سیم جین کردن شوگا غذا خوردیم و امشب مامانم و بابام پیشمون پس براشون اتاق مهمون و حاظر کردم و خودمم رفتم تو اتاقم که شوگا هم اومد
-پیشا بخوابم؟
+اون باشه
دراز کشیدیم و رو به روی هم که شوگا کمرمو گرفت و نزدیک خودش کرد
-بهترین هدیه دنیا بودی برام :)
+دوست دارم
-ولی من عاشقتم :)
......
دیدگاه ها (۳)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پنهان عشق

سناریو BTS(وقتی می‌خواین برین بیرون ولی بهت گیر میدن)«نامجون...

marry without love

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت³ویو ا/تمامان ا/ت: سلام دخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط