{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نقل میکنند  ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از و

نقل میکنند  ناصرالدین شاه قاجار به کربلا مشرف شد.قبل از وارد شدن به حرم مطهر حسینی به صدر اعظمش گفت:یک روضه خوان خوبی پیدا کن تا من گریه کنم.

صدر اعظم طبق دستور رفت چند تا از بهترین روضه خوانهای کربلا را آورد.
هر چه روضه خوانها خواندند شاه ابدا گریه اش نگرفت!صدر اعظم ترسید،
به علمای کربلا گفت اگر شاه به گریه نیفتد کار خراب میشود.
رفتند روضه خوان گمنامی  آوردند.روضه خوان، سیدی پیر اما خبره وکاردان
به نام سید حبیب بود به صدر اعظم گفت: من شاه را میگریانم.
به مجرد اینکه نزدیک شاه رسید خطاب به قبر امام حسین علیه السلام 
عرض کرد:

یا حسین تو در وسط میدان کربلا، آن وقت که یکه و تنها شدی
هی داد می زدی "هل من ناصر"حالا این ناصر آمده،اما حیف که دیر آمده!
شاه همین که این را شنید به اندازه ای گریه کرد که صدراعظم ترسید برای شاه اتفاقی بیفتد.به روضه خوان گفت:بس است دیگر نخوان.
ناصر الدین شاه بعد از این صحنه که به حال عادی خود بازگشت،
با سوز و گداز این رباعی را به حضرت امام حسین(ع) عرض کرد:

گر دعوت دوست می شنودم آن روز      
 
من گوی مراد می ربودم آن روز
 
آن روز که بود روز هل من ناصر 
 
ای کاش که ناصر تو بودم آن روز
دیدگاه ها (۴)

جان به فدایت زائر......

چهل فضیلت مادى و معنوى که برای زائر امام حسین علیه السلام ذك...

زیر این شال عزا پیرهنم خوشبو شداین چه عطری است، تمام بدنم خو...

..محشر کنار درب جنان داد میزنیم:مردم! ندیده اید که آقای ما ک...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

🔶نمیدونم در خصوص شهادت مداح جوان شهید رجب زاده اطلاع دارید ی...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

ایشان در سال ۱۲۳۹ هـ . ق در روستای شوند درگزین از توابع همدا...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط