{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمستانت را دوست داشتم

زمستانت را دوست داشتم
حتی بیش از رقص رنگین بهار
شاید بیش از رنگ رنگ شدن پاییز
یاحتی بیش از تابش تابستان طلایی
زمستانت را دوس داشتم
برای ان سپیدی روح زمین
برای آن نگاه آیینه وار
بخاطر آن شفافیت زبان بی رنگ نگاه
برای بی ابهام بودن آسمان و هوا
چرا که
آغشته به رنگها نمیشود حرفشان
زلال میشود دل پر برفشان
زمستان بی رنگت را دوست میدارم خدا…
کاش آدمها هم,
بی ابهام بودند , بی رنگ و ریا
زمستانت را دوست میدارم ای خدا…
دیدگاه ها (۲)

"سحر"نشانی از تو و فرجام من نیستسحر آواز خوان بر بام من نیست...

گر چه از شهر چشمانمبی خبر کوچ کردی و رفتی گرچه اسمان این شهر...

خرده های دل شکسته ام رااز کفپوش کلبه تنهایی امدانه چین میکنم...

افتاب که میتابد,پرنده که میخواند و نسیم که میوزد ,با خودم می...

قسمت ۶

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

خدایـــــا : زمستانت را دوست دا...

زمستانت را دوست دارم حتی بیش از رقص رنگین بهارشاید بیش از ر...

تصوري داشتم خيال كردم كه در كنار ساحل با خدا قدم مي زنم در ا...

چرا رنگین کمان؟ اولین کسی که به طور جدی در باره این مسئله م...

فصل‌ِ تابستان را همیشه خیلی دوست داشتم ، تابستان به من قدرت ...

آدم های ساده را دوست دارم.آدم های صاف ساده را؛آدم های سر راس...

آدم های ساده را دوست دارم. آدم های صاف و ساده را؛ آدم های سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط