{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پرنسسمن

#پرنسس_من🤍🥂
#part_57

+ پس بزور؟

- ایش!

مجبور بودم برم باهاش در صورتی که میدونستم همه کتک هارو قراره منه بدبخت بخورم!

- پس بهتره حواست به خودت باشه چون محکم میزنم و بهت رحم نمیکنم!

+ هه!... باشه پرنسس من حواسم هست توهم حواست به خودت باشه چون منم قرار نیست بهت رحم کنم!

- اوکی

شروع کردیم به بازی...

حدودا نیم ساعتی از بازی گذشته بود و من حتی نتونسته بودم یه مشت بهش بزنم!.. اون تا حالا چندبار منو زده بود ولی من نتونستم بزنمش واسه همین خیلی کفری بودم و تند تند مشت میزدم!

+ هیس آروم پرنسس!... بیخودی خودتو خسته نکن!

- خفه شو!

مشتمو بردم طرفش و تا اومدم بزنم جا خالی داد.

+ بیخیال حتی یه ضربه هم نتونستی بزنی!

- ایش ببند! ( با داد )

+ هه!
دیدگاه ها (۰)

#پرنسس_من🤍🥂#part_58- آیش ببند! ( با داد )+ هه!... اوکی... یک...

#پرنسس_من🤍🥂#part_59- چیکار میکنی؟+ بیخیال... کارت ندارم... ف...

#پرنسس_من🤍🥂#part_56+ زهرمارو نمیشه!... چشمتو باز کن ببینم چی...

#پرنسس_من🤍🥂#part_55+ این مشتو به بچه بزنی بجای اینکه گریه کن...

سناریو درخواستی وقتی ورزش مورد علاقه اشون رو به ما اموزش مید...

رمان نابودی پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط