بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
واژگان و مفاهیم آنها، خود ابزار سیاست و تبلیغات هستند و بسیار بیش از آن که مورد استفاده صحیح قرار گیرند، مورد سوء استفاده و حتی بازیهای لفظی، فکری، خبری، تبلیغی و ضد تبلیغی قرار میگیرند. چنان که غرب آن چه از دین درک مینمود، همان کلیسا بود، اما آن چه علیه دین گفته شد را به تمامی ادیان تسری دادند؛و یا واژگانی چون : دموکراسی، حقوق بشر، لیبرالیسم و ... به ابزار و حربه مبدل گردیده است.
بنابراین، وقتی خارج از حیطه شعاری و در قالب یک بحث نظری یا علمی، سؤال از تفاوت دین حکومتی با حکومت دینی طرح میشود، باید دید که معنا و مفهوم مورد نظر از دین و هم چنین از حکومت چیست و مقصود مصداقی آنها کدام است؟ آیا منظور از دین فقط اسلام است، یا هر دینی؟ آیا مقصود از حکومت دینی، همان حکومت اسلامی است، یا هر حکومتی که صبغه دینی خود را داشته باشد؟
دین - مطلق دین، نه منحصر به اسلام است و نه حتی منحصر به ادیان الهی ابراهیمی علیه السلام، بلکه هر نوع جهان بینی، به انضمام بایدها و نبایدهای منطبق با آنکه به آن شریعت گفته می شود و در اصطلاح ایدئولوژی نیز میگویند ،نوعی دین میباشد.
از این رو،هم اسلام، مسیحیت و یهودیت، دین قلمداد میگردند و هم هندوئیسم و بودیسم،وهم هرایسم دیگری چون : کمونیسم،امپریالیسم، لیبرالیسم،اومانیسم و اگر چه به غیر از ادیان الهی،همگی ریشه در جهان بینی مادی دارند وفقط شریعت ها = بایدها و نبایدها = احکام = فقه = قوانین شان است که با یکدیگر متفاوت هستند، چنان که در ادیان الهی نیز دین یکی و آن هم اسلام است،اما شرایع با یکدیگر متفاوت هستند.
در سوره کافرون، به همین معنا تصریح شده است، چنان که به پیامبرش صلوات الله علیه و آله می فرماید که به کفار بگوید: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ، یعنی دین شما کفار برای خودتان، و دین من برای خودم.(سوره کافرون آیه 6)
حکومت -مطلق حکومت نیز همین طور است، یعنی عام است و قدرت یا دولت مسلط خاصی را شامل نمیگردد.
برخی در معنای حکومت گفتهاند که یعنی: مجموعه نهادهای فرمانروانی و شرح وظایف و اختیارات هر کدام - برخی دیگر گفتهاند که حکومت یعنی: تشکیلات سیاسی و اداری کشور و چگونکی روش اداره؛ اما اینها هیچ کدام تعریف مطلق حکومت نمیباشد، بلکه ملزومات ساختاری و اجرایی یک حکومت است.
حکومت، یا حکمرانی کردن، از مصدر حُکم اخذ شده است،به معنای قضاوت و داوری.
بنابراین، حکومت، فرع بر قانون شرع، فقه، احکام میباشد؛ یعنی باید ابتدا قوانین و احکامی وجود داشته باشد،تا سپس بر اساس آنان قضاوت و داوری گردد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
واژگان و مفاهیم آنها، خود ابزار سیاست و تبلیغات هستند و بسیار بیش از آن که مورد استفاده صحیح قرار گیرند، مورد سوء استفاده و حتی بازیهای لفظی، فکری، خبری، تبلیغی و ضد تبلیغی قرار میگیرند. چنان که غرب آن چه از دین درک مینمود، همان کلیسا بود، اما آن چه علیه دین گفته شد را به تمامی ادیان تسری دادند؛و یا واژگانی چون : دموکراسی، حقوق بشر، لیبرالیسم و ... به ابزار و حربه مبدل گردیده است.
بنابراین، وقتی خارج از حیطه شعاری و در قالب یک بحث نظری یا علمی، سؤال از تفاوت دین حکومتی با حکومت دینی طرح میشود، باید دید که معنا و مفهوم مورد نظر از دین و هم چنین از حکومت چیست و مقصود مصداقی آنها کدام است؟ آیا منظور از دین فقط اسلام است، یا هر دینی؟ آیا مقصود از حکومت دینی، همان حکومت اسلامی است، یا هر حکومتی که صبغه دینی خود را داشته باشد؟
دین - مطلق دین، نه منحصر به اسلام است و نه حتی منحصر به ادیان الهی ابراهیمی علیه السلام، بلکه هر نوع جهان بینی، به انضمام بایدها و نبایدهای منطبق با آنکه به آن شریعت گفته می شود و در اصطلاح ایدئولوژی نیز میگویند ،نوعی دین میباشد.
از این رو،هم اسلام، مسیحیت و یهودیت، دین قلمداد میگردند و هم هندوئیسم و بودیسم،وهم هرایسم دیگری چون : کمونیسم،امپریالیسم، لیبرالیسم،اومانیسم و اگر چه به غیر از ادیان الهی،همگی ریشه در جهان بینی مادی دارند وفقط شریعت ها = بایدها و نبایدها = احکام = فقه = قوانین شان است که با یکدیگر متفاوت هستند، چنان که در ادیان الهی نیز دین یکی و آن هم اسلام است،اما شرایع با یکدیگر متفاوت هستند.
در سوره کافرون، به همین معنا تصریح شده است، چنان که به پیامبرش صلوات الله علیه و آله می فرماید که به کفار بگوید: لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ، یعنی دین شما کفار برای خودتان، و دین من برای خودم.(سوره کافرون آیه 6)
حکومت -مطلق حکومت نیز همین طور است، یعنی عام است و قدرت یا دولت مسلط خاصی را شامل نمیگردد.
برخی در معنای حکومت گفتهاند که یعنی: مجموعه نهادهای فرمانروانی و شرح وظایف و اختیارات هر کدام - برخی دیگر گفتهاند که حکومت یعنی: تشکیلات سیاسی و اداری کشور و چگونکی روش اداره؛ اما اینها هیچ کدام تعریف مطلق حکومت نمیباشد، بلکه ملزومات ساختاری و اجرایی یک حکومت است.
حکومت، یا حکمرانی کردن، از مصدر حُکم اخذ شده است،به معنای قضاوت و داوری.
بنابراین، حکومت، فرع بر قانون شرع، فقه، احکام میباشد؛ یعنی باید ابتدا قوانین و احکامی وجود داشته باشد،تا سپس بر اساس آنان قضاوت و داوری گردد.(ادامه دارد...)
- ۲.۱k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط