{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لحظه به لحظه ‎این روزهارا می نویسم...

لحظه به لحظه ‎این روزهارا می نویسم...

می نویسم تا فراموش نکنم،

چگونه تمام آرزوهایم را به دست باد سپردی....

میدانی؟

خاطراتم با اشک گره خورده اند....

وتوهیچگاه آنها را ندیدی...

وامروز برای تو اشک میریزم...

مثل تمام این سالها که نابودیت را دیدم...

وباتو سلول به سلول درد را تجربه میکنم..،،

و تو بازهم مرا نمی بینی...‎
دیدگاه ها (۱۲)

فرياد سكوتم را گوش كن...و نجواي خاموشي ام را معنا كن...من مف...

چقدر دوست دارم که یکیو داشته باشم،ماله خود خودم...یکی که نگر...

از فکــــر من بگـــذر خیـالت تخت باشد..."من" می تواند بی تو ...

سلامتی اونی که تو هر پیکش دنبال عشقش میگرده..... اما عشقش ...

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط