فصل قسمت
﴿ فصل 1قسمت21 ﴾
باربد کتش را در اورد دور آنیا گرفت و آنیا توی بغلش براید استایل و از مهمونی و زد بیرون آنیا بیهوش شده بود.
باربد عصبی از این موضوع بود وقتی رسیدن خونه آنیا هنوز بیهوش بود بغلش کرد وارد خونه شد. وسط راه رو آنیا چشم هاشو باز کرد . حس کرد وسط هواست جیغ زد و خودشو چسبوند به باربد باربد هم کفش های آنیا را پرت کرد زمین پاشنه هاش شکست. (کفش آنیا اسلاید دوم) آنیا را با دو تا دستش گذاشت زمین ولی آنیا تعادل نداشت افتاد ولی باربد گرفتنش دوباره براید استایل بغلش کرد و برد توی اتاق دکتر آمد به آنیا آرام بخش زد و رفت باربد کنارش خوابید و گفت:فردا میبرمت محضر این جوری کسی جرعت نمیکنه بهت دست بزنه.
...........
بدون لایک و کامنت حرام است بچه ها لطفاً درک کنید منم کارو زندگی دارم ولی بازم دارم مینویسم آپلود می کنم. توی دو روز بیست و یکی پارت گذاشتم میدونم دوست دارید بخونید ولی من هم زندگی دارم.
باربد کتش را در اورد دور آنیا گرفت و آنیا توی بغلش براید استایل و از مهمونی و زد بیرون آنیا بیهوش شده بود.
باربد عصبی از این موضوع بود وقتی رسیدن خونه آنیا هنوز بیهوش بود بغلش کرد وارد خونه شد. وسط راه رو آنیا چشم هاشو باز کرد . حس کرد وسط هواست جیغ زد و خودشو چسبوند به باربد باربد هم کفش های آنیا را پرت کرد زمین پاشنه هاش شکست. (کفش آنیا اسلاید دوم) آنیا را با دو تا دستش گذاشت زمین ولی آنیا تعادل نداشت افتاد ولی باربد گرفتنش دوباره براید استایل بغلش کرد و برد توی اتاق دکتر آمد به آنیا آرام بخش زد و رفت باربد کنارش خوابید و گفت:فردا میبرمت محضر این جوری کسی جرعت نمیکنه بهت دست بزنه.
...........
بدون لایک و کامنت حرام است بچه ها لطفاً درک کنید منم کارو زندگی دارم ولی بازم دارم مینویسم آپلود می کنم. توی دو روز بیست و یکی پارت گذاشتم میدونم دوست دارید بخونید ولی من هم زندگی دارم.
- ۶۴
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط