فصل قسمت
﴿ فصل 1قسمت 22﴾
فردا صبح ساعت 09:00
باربد بیدار شد دید آنیا هنوز خوابه ساعت دید ساعت نه بود ساعت نه ربع باید میرفتند محضر بلند شد دید آنیا بیدار نشده هرچی صداش زد بیدار نشد گفت:ولش بزار برای عصر این دختر هنوز خیلی براش زوده .
ساعت 15:15
بود که آنیا بیدار شد جیغ زد : باربدددد .
باربد از خواب پرید و گفت:بیب چی شده؟
آنیا: من شب تو بغلت خوابیدم ؟
باربد:اره بیب من.
آنیا : اخخخخخخ (شکمش را گرفت)
باربد: چی شده بیب؟
آنیا:شکممم.
باربد: درد داری؟
آنیا: اوهوم (با حالت مظلومانه)
باربد آنیا را بغل کرد برد توی وان گذشت توی وان و شکمش را ماساژ داد آنیا از اینکه دردش فروکش شد تیکه داد به تنها پناهگاهش و گفت:جین قبلا دوست پسرم بوده.
باربد:خب.
آنیا:وقتی فهمیدم مافیاست خواستم ازش جدا بشم ولی منو گیر آورد این رد ها را می بینی کار اون است (گردنش را نشون داد یک دایره مانند بود که کمرنگ شده بود) وقتی از زیرش در رفتم خوردم به برادرش و منو داد به جین تا خود صبح بهم تجاوز کرد دخترونگیمو (گریه شد) ازم گرفت… الانم که دوباره بهم تجاوز کرد البته یک بار هم توی فاحشه خونه بهم تجاوز شد.
باربد :بیب دیگه نمیتونند حتی نزدیکت بشن.
آنیا :چطوری ؟
باربد اشاره کرد نامجون یک سر آورد سر جین بود آنیا حالش بد شد و اوق زد ولی بالا نیاورد. به نامجون اشاره کرد بره بیرون رفت بیرون و سریع رفت سمت سرویس بهداشتی جلوی توالت فرنگی زانو زد چند بار اوف زد ولی بالا نیاورد همون لحظه باربد آمد و بهش توت فرنگی داد ولی تا توت فرنگی را دید دوباره اوق زد.
باربد:حالت خوبه ؟
آنیا: نمیدونم
.....
بدون لایک و کامنت حرام است
فردا صبح ساعت 09:00
باربد بیدار شد دید آنیا هنوز خوابه ساعت دید ساعت نه بود ساعت نه ربع باید میرفتند محضر بلند شد دید آنیا بیدار نشده هرچی صداش زد بیدار نشد گفت:ولش بزار برای عصر این دختر هنوز خیلی براش زوده .
ساعت 15:15
بود که آنیا بیدار شد جیغ زد : باربدددد .
باربد از خواب پرید و گفت:بیب چی شده؟
آنیا: من شب تو بغلت خوابیدم ؟
باربد:اره بیب من.
آنیا : اخخخخخخ (شکمش را گرفت)
باربد: چی شده بیب؟
آنیا:شکممم.
باربد: درد داری؟
آنیا: اوهوم (با حالت مظلومانه)
باربد آنیا را بغل کرد برد توی وان گذشت توی وان و شکمش را ماساژ داد آنیا از اینکه دردش فروکش شد تیکه داد به تنها پناهگاهش و گفت:جین قبلا دوست پسرم بوده.
باربد:خب.
آنیا:وقتی فهمیدم مافیاست خواستم ازش جدا بشم ولی منو گیر آورد این رد ها را می بینی کار اون است (گردنش را نشون داد یک دایره مانند بود که کمرنگ شده بود) وقتی از زیرش در رفتم خوردم به برادرش و منو داد به جین تا خود صبح بهم تجاوز کرد دخترونگیمو (گریه شد) ازم گرفت… الانم که دوباره بهم تجاوز کرد البته یک بار هم توی فاحشه خونه بهم تجاوز شد.
باربد :بیب دیگه نمیتونند حتی نزدیکت بشن.
آنیا :چطوری ؟
باربد اشاره کرد نامجون یک سر آورد سر جین بود آنیا حالش بد شد و اوق زد ولی بالا نیاورد. به نامجون اشاره کرد بره بیرون رفت بیرون و سریع رفت سمت سرویس بهداشتی جلوی توالت فرنگی زانو زد چند بار اوف زد ولی بالا نیاورد همون لحظه باربد آمد و بهش توت فرنگی داد ولی تا توت فرنگی را دید دوباره اوق زد.
باربد:حالت خوبه ؟
آنیا: نمیدونم
.....
بدون لایک و کامنت حرام است
- ۵۴
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط