{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فصل قسمت

﴿ فصل 1قسمت23 ﴾
کل روز آنیا حالش بد بود شب رفت به باربد گفت :میشه برم داروخانه ؟
باربد :چی می‌خواهی بیبی؟
آنیا :دستگاه تشخیص بارداری ؟
باربد: یادته جین چکار کرد باهات؟
آنیا :یادمه که یک چیزی توم خالی کرد مایع مانند بود.
باربد :شت بیا بریم دکتر تا دیر نشده.
آنیا:یعنی باردارم ؟(نگران)
باربد :اره.
آنیا و باربد رفتن دکتر به دکتر موضوع را گفتند دکتر چک کرد و گفت:خانم آنیا این بچه هیچ مشکلی ندارد نمی‌دونم چرا می‌خواهید سقطش کنید ولی اگر به شکمتون ضربه وارد شدن امکان سقط شدن هستش ولی اگر قرص بخواهید بخورید بدنتون آسیب می‌بیند.
( بیرون اتاق)
باربد بیرون واستاده بود که یکی یک ویدیو فرستاد که از قضا فیک بود ولی نشون میداد آنیا از این رابطه با جین لذت برده و خودش بهش گفته باردارم کن. باربد عصبی شد و رفت داخل اتاق آنیا را از همون جا تا خونه کشوند و بردتش توی اتاق شکنجه این‌قدر آنیا را زد که خدا می‌دونه تمام بدنش زخم شده بود از حال رفت بعد سه ساعت نامجون آمد ولی آنیا را دید که کل بدنش کبوده و از حال رفته به باربد گفت:اون فلیم که دیدید همش الکی بود با هوش مصنوعی درست شده . باربد نگاهی به آنیا کرد از حال رفت دست زد به بدنش یخ کرده بود و گفت:من چکار کردم.
نامجون زنگ زد به اورژانس و اورژانس آنیا را بردن توی اتاق عمل بعد چند ساعت آمدن بیرون گفتند:خانم حالشون خوبه ولی بچه داخل شکمش کاملاً مرده هنوز حالش کامل خوب نیست ولی اگر چند دقیقه دیگه میاردنش امکان داشت خانم هم از دست بدیم.
.......
بچه ها هیچ نویسنده ای توی سه چهار روز حدود بیستا پارت نمی زاره من خیلی‌ دارم باهاتون راه میام .
بچه گزارش نکنید پارت 11 و 20 گزارش شدن. جنبه ندارید نخونید
دیدگاه ها (۱)

﴿ فصل 1قسمت 22﴾فردا صبح ساعت 09:00باربد بیدار شد دید آنیا هن...

﴿ فصل 1قسمت21 ﴾ باربد کتش را در اورد دور آنیا گرفت و آنیا ت...

﴿ فصل 1قسمت 15﴾ سه ساعت بعد=16:30باربد با نامجون رفتند که آن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط