{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیگویی و میسوزی

نمیگویی و میسوزی ،

نمیجویی و میخواهی

بہ باطن تشنه عشق و ، ‌

بظاهر غرق حاشایی
دیدگاه ها (۶)

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذابم که...

اینکه از دور تماشا کنمت سنگین استدر دلم باشی و حاشا کنمت سنگ...

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

چہ دعایےکنمت اول صبحخنده ات ازتہ دلگریہ ات ازسرشوقروزگارت هم...

عشق یعنے : در خیالت دلبرے پیدا  شودتوے بیدارے و رویا در نگاه...

توی راهرو های هاگوارتز صدای خنده های آشنایی پیچیده.صدای قدم ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۱۸۷ای چون : اگه نبودی امروز نقشه های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط