{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،

یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،
خیلی باکلاس بودن، از اون خرمایه ها هم بودن.
بابا دختره همینجور تراول پنجایی می ریخت رو سر دخترش
هیشکیم به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن
منو رفیقمم پامونو میزاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم تا کف پامون عرق می کرد
تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی میزاشتیم جیبمون!
اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم!
خلاصه یاد یکی از عروسی هامون افتاده بودم
ک داییم یه بسته ۱۰۰تومنی پاچید رو سر عروس ۴نفر دستشون شکست
۲نفر سرشون، بابابزرگمم انگشت دستش شکست، ۵نفرم رفتن تو کما
دیدگاه ها (۳)

آقا دیگه کار از ابرو برداشتنو؛ شلوار قرمز پوشیدنو؛ ساپورت پو...

همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...چه برسه به ا...

آقا اتوبان داشتم لايي ميکشيدم يه زانتيا اومد کنارم گفت: داري...

ول خط سوار تاکسی شدم 1نفر مونده بود تاکسی پر شه بعد نیم ساعت...

, یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترش خیلی با کلاس بودن از ...

یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترشخیلی با کلاس بودناز اون ...

یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترش خیلی با کلاس بودناز اون...

چند روز پیش عروسی داییم بودبعد دایی بزرگم سه میلیون، 1000 تو...

casino2-4

بیچاره ما دهه شصتیاااا😅🤣

وقتی یه دختر میگه تمیز وقتی من میگم تمیز

@morteza_dalvand#طنز#خنده#خنده_دار#خنددار#خنده_بازار#شوخی#شا...

#میم‌مذاکره #دولت #مجلس#وفاق #فرقه_صهیونیستی_وفاق #طنز #کاری...

ورق بزنید.....صرفا جهت خنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط