{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

, یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترش خیلی با کلاس بودن

, یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترش خیلی با کلاس بودن
از اون خر مایه ها بودن،
بابای دختره همینجور تراول پنجایی می ریخت رو سر دخترش
هیشکی به تراولا نگا نمی کرد فقط می زدن می رقصیدن
منو رفیقمم پامونو می ذاشتیم رو تراولا انقد فشار می دادیم تا کف پامون عرق می کرد تراول می چسبید به پامون می رفتیم دسشویی می ذاشتیم جیبمون :||
اونجوری نگا نکنید پول لازم بودیم :|
یاد یکی از عروسی های درون فامیلیمون افتاده بودم که داییم یه بسته 100 تومنی پاشید رو سر عروس
4 نفر دستشون شکست 2 نفر سرشون بابا بزرگم بنده خدا همونجا ضربه مغزی شد مرد:||
5 نفر رفتن تو کما دختر خالم قط نخاع شد
فاصله طبقاتی بیداد می کنه
نخندید
دیدگاه ها (۱)

<3 ^_^

کجایی کوروش...کجایی که سرزمینت را سیاه کرده اند...کجایی...سر...

دیرو دوس دختر رفیقم دیروز بهم زنگ زدهگفت.سلام میخوام ی کمکی ...

اعتراف میکنم چند سال پیش که عموم فوت کرده بود من اولین بار ب...

یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترش خیلی با کلاس بودناز اون...

یه بار با رفیقم رفتیم تولد دوس دخترشخیلی با کلاس بودناز اون ...

یه بار با رفیقم رفتیم تولد مخاطب خاصش،خیلی باکلاس بودن، از ا...

#بد_بوی_مدرسه#part_2سرمو آوردم بالا ک دیدم یه پسره داره نیش ...

بد بوی پارت 2

اونا منتظرن تا من و تهیونگ برادر ناتنی ام کع تنها باز مانده ...

عشق دروغین

تلافی

پارت۳۰🥵🥵

P⁶زمان همه چیزرا تغییر می‌دهد ‌(با هم میرن پایین تا به پدربز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط