{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکه ۹

تکه ۹
ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد
در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد
رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد
نقش خیال رویش، در هر پسر نباشد
چشم وصال بینان، چشمیست بر هدایت
سری که باشد او را، در هر بصر نباش
در خشک و تر بگشتم، مثلت دگر ندیدم
مثل تو خوبرویی، در خشک و تر نباشد
شرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواند
همچون تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد
سعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیرد
تا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد
دیدگاه ها (۱)

روزگاری شد ز چشم اعتبار افتاده‌امچون نگاه آشنا از چشم یار اف...

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و ...

💜💜ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان ...

‌در خشک و تر بگشتم، مثلت دگر ندیدممثل تو خوبرویی، در خشک و ت...

ما تَرکِ سر بگفتیم تا دردِســــــر نباشد!غیر از خیالِ جانان،...

شعر عاشقانه:ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشددر هیچ سر خیالی...

ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشددر هیچ سر خیالی، زین خوبتر ...

#مارا_به_جز_خیالت_فکری_دگر_نباشدچشمت_به_غمزه_هر_دم_خون_هزار_...

بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکنمهر حریف و یار دگر می‌کنی مکن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط