{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشد
غیر از خیال جانان، در جان و سر نباشد

در روی هر سپیدی، خالی سیاه دیدم
بالاتر از سیاهی، رنگی دگر نباشد

رنگ قبول مردان، سبز و سفید باشد
نقش خیال رویش، در هر پسر نباشد

چشم وصال بینان، چشمیست بر هدایت
سری که باشد او را، در هر بصر نباش

در خشک و تر بگشتم، مثلت دگر ندیدم
مثل تو خوبرویی، در خشک و تر نباشد

شرحت کسی نداند، وصفت کسی نخواند
همچون تو ماه سیما، در بحر و بر نباشد

سعدی به هیچ معنی، چشم از تو برنگیرد
تا از نظر چه خیزد، کاندر نظر نباشد.

#سعدی
دیدگاه ها (۵)

تکه ۹ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در ج...

💜💜ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان ...

‌در خشک و تر بگشتم، مثلت دگر ندیدممثل تو خوبرویی، در خشک و ت...

ما تَرکِ سر بگفتیم تا دردِســــــر نباشد!غیر از خیالِ جانان،...

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و ...

ما ترک سر بگفتیم، تا دردسر نباشدغیر از خیال جانان، در جان و ...

شعر عاشقانه:ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشددر هیچ سر خیالی...

ما را به جز خیالت، فکری دگر نباشددر هیچ سر خیالی، زین خوبتر ...

#مارا_به_جز_خیالت_فکری_دگر_نباشدچشمت_به_غمزه_هر_دم_خون_هزار_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط