{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تکپارتی

تکپارتی

بهم حسودیت نمیشه ؟

توی حیات ،خلوت دنج و نسبتا کوچیک خونت نشسته بودی ، نگاهت رو به ساختمون های کوتاه و بلند رو به روی خونه ات دوخته بودی و چای گرمی که در دست داشتی رو مزه میکردی … هوا کمی سوز ناک بود پس پتوی کوچیکی رو دوره خودت گرفته بودی و داشتی از سکوتی که بر فضا حاکم بود لذت میبردی تا اینکه صدایی اشنا به گوشت رسید که می گفت :
_ حالت خوبه ؟
+ اوهوم
_ ولی خوب نیستی
+ چرا خوب نباشم ؟
_ ا.ت خواهش میکنم با من رو راست باش من یک ساله که دوست پسرتم قول میدم کمکمت کنم ، به خاطر هیت هایه ؟
+ « خنده ای کردی » من نه تنها به خاطر هیت هام ناراحت نیستم بلکه خوشحالم چون یک نشونه از موفقیتمه

_ پس پرنسس کوچولومون قوی تر از چیزیه که فکر میکنم
+ معلومه
_ من چقدر خوشبختم که چنین فرشته ی زیبایی رو تو زندگیم دارم ، بهم حسودیت نمیشه ؟
+ « خنده » هانا
_ جانم ؟
+ اگه هیت ها به اندازه ای که نباید ادامه پیدا کنه و باعث جداییمون بشه چی ؟ اون موقع دیگه حقه انتخاب نداریم
_ هرگز ، چنین اجازه ای رو نمیدم از تو و عشقمون مثل چشمام محافظت میکنم و بهت قول میدم ملکه کوچولو
+ ممنونم هان

لبخندی بهت هدیه کرد و اروم تورو در اغوش گرفت و به ارومی در اغوشش به خواب رفتی
دیدگاه ها (۴)

My angel (part2)

My angel (part3)دخترک از حمام خارج شد و با موهای خیس و بدنی ...

My angel ( part 1 ) بی وقفه اشک می ریخت و از خیابان های خالی...

تکپارتی یدونه نینی داریم …دوباره نگاهی کردی تا از کامل بودن ...

واکسن؟&یه چیزی بگم -بگو عزیزم(با موهاش بازی می‌کنه)&من هنوزم...

یک لیوان نسکافه در کنار کیک کارامل

واکسن؟&وای اینا همش برا منه-بله همه ی اینارو برای پرنسسم درس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط