{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-------------------

-------------------

تو با قلب ویرانہ‌ے من چہ ڪردے
ببین عشق ِ دیوانہ‌ے من چہ ڪردے

در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانہ‌ے من چہ ڪردے

ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانہ‌ے من چہ ڪردے

مڪَر لایق تڪیہ دادن نبودم
تو با حسرت شانہ‌ے من چہ ڪردے

مرا خستہ ڪردے و خود خستہ رفتی
سفر ڪرده با خانہ‌ے من چہ ڪردے

#افشین_یداللهی
دیدگاه ها (۵)

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشندآهوان مست جور چشم او را م...

شهرها پرشده از عشق ولی مصنوعیمثل دکان پراز جنس ولی مرجوعیهمه...

ندارمت اما...دوست داشتنت را عاشقم.اینکه شب ها با خیال خامی ب...

زیبایی چشمان تو را ماه نداردلبخند تو را باغ به ولله نداردوقت...

🦋دستِ خالی، خواهشِ بیگانه میخواهم چکاربا دلِ پر تردید ویرانه...

#عید_غدیر#هجده_ذی_الجه#فقط_حیدر_امیر_المومنین_استشکر ایزد که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط