{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستان من یکم از رمانم بهتون میگم خانواده انیا منظورم لوی

دوستان من یکم از رمانم بهتون میگم خانواده انیا منظورم لوید و یور هست اینا کارشون با انیا تموم شده بود و آنیا رو گذاشتن یتیم خونه و آنیا از یتیم خونه به یه خانواده ریچرد پیوست خب ، و خانواده ریچرد الان دو تا دختر دارن و خانواده ریچارد توی یه دونه رستوران کوچیک کار می‌کنند و کمی فقیرند
و اینکه آیا الان ۱۹سالشه و خواهر ناتنیش که اسمش الینا هستش ۲۰ سالشه و بکی ۱۹و دامیان۲۲
دیدگاه ها (۶)

آوای شبپارت ۱ویو نویسندهسرما ی زمستان موهای موج دار انیا را ...

آوای شبپارت ۲ ویو نویسندهشب کریسمس بود همه خوشحال بودند جشن ...

بچه‌ها این رمانی که می‌خوام بنویسم خب قدرتیه مثلاً دامیان مث...

تو منو دوست داری؟پارت ۳۳ (پارت اخر)ویو دامیان چند روز می‌گذر...

حسم به تو.... (فصل²p20:بکی: نمیتونیم نخشه”B”رو عملی کنیم چون...

حسم به تو... (فصل2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط