{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آوای شب

آوای شب

پارت ۲

ویو نویسنده

شب کریسمس بود همه خوشحال بودند جشن رقص شادی این‌ها چیزایی بود که داخل کریسمس اتفاق می‌افتاد یعنی شب تولد آنیا ، انیا ۳ ساله بود که مادرش گفت: دختر نازم تو در شب ۲۳ دسامبر به دنیا اومدی از موقع به بعد هنوز انیا یادش می مونه اما به جای اینکه از آنیا استقبال بشه از خواهر بزرگترش الینا استقبال میشه برای نامزدیش و انیا دلش می شکنه
برای همین در اتاق کثیف اش جارو میکند و آواز می خواند ،گل های صورتیش را به ارمغان می گذارد و حتی انقدر صدایش زیبا بود که تمام مردم چشم و گوششان فقط او بود

،،،

-ارباب چرا از قصر اومدید بیرون؟

-خفشو امشب شب کریسمس من فقط دارم حبس می کشم داخل قصر

-اما ارباب پادشاه اجاز- ارباب این چه صدایه ؟ از درون شهر میاد

-راست میگی بیا بری-

-اما ارباب ما نمی تونیم همین جوری بریم بیرون باید لباس مبدل بپوشیم
....اههه ارباب کجایید

-همانطور که گفت لباس مبدل پوشیدم و رفتم دنبال صدا اما پیدایش نکردم
و تسلیم شدم و با.... رفتم به قصر

،،،،

-از آن روز به بعد هروز اون آوای زیبا که فقط شب ها به گوش می رسید را می شنیدم و لذت میبردم و به امید آنکه آن فرد را پیدا کنم ....
دیدگاه ها (۷)

اینم الینا خواهر ناتنی انیا

آوای شب پارت ۳ویو انیاگل های صورتیمو دوست داشتم چون یاد موها...

آوای شبپارت ۱ویو نویسندهسرما ی زمستان موهای موج دار انیا را ...

دوستان من یکم از رمانم بهتون میگم خانواده انیا منظورم لوید و...

آوای شب پارت ۹ویو نویسندهانیا سریع از دامیان و جیوز خداحافظی...

PART24[ویو جونگکوک] دارم چیکار میکنم؟ خیلی دارم به آرین نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط