{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو : عشق‌ پنهان من

سناریو : عشق‌ پنهان من

پارت : ۴۳

همه خوابیدن تا فردا صبح و بعدش مایکی صداشون کرد اتاق فرمان و نزدیک ۷ صبح بود و هیچی هیچ کاری نکرده بود و مطمعن‌بودن که برن اتاق فرمان سالم بر نمیگردن بیرون ولی به هر حال رفتن و نشست پشت میز و دیدن مایکی نیست
ران : کوکو تو کاری نکردی ؟
کوکو : بابا فکر نمیکردم الان بلند شه بگه هاروکا‌ کجاست بعدشم چیزی کار نمیکنه
هانما : یعنی الان مایکی فهمیده ما نتونستیم کاری کنیم ؟
کیساکی : حتما اره دیگه که ریندو بغل در ورودی صندلیش بود دید یکی داره میاد سمت اتاق فرمان
ریندو : ساکت شین مایکی اومد
مایکی اومد داخل و یر جاش نشست
مایکی : خوب چیکار کردین تا الان ؟ راستی چرا انتن نداریم ؟ و کسی جواب ندادن
مایکی : مگه من با شما ها حرف نمیزنم ؟ نکنه هاروکا رو پیدا نکردین ؟
هانما اروم بلند شد
هانما : قربان ما تا الان فقط سر نخ پیدا کردیم ولی فردا... که حرف تموم نشد بود مایکی اومد جلو صورتش و هانما رو چسبوند به دیوار
مایکی : الان میخوای بگین تا الان هیچ کاری نکردین جز پیدا کردن سر نخ ؟
سانزو : قربان ما فردا حتام پیداش میکنیم نگران نباشید میدوینم نگرانین و ماهم نگرانیم ولی نمیشه کاری کرد
مایکی : ( صورتشو سمت سانزو کرد ) سانزو یک جور رفتار میکنی انگار تو تقصیری نداشتی ( با اعصبانیت )
سانزو : ولی قربان من که با شما اومده بودم
مایکی : ولی مگه من بهت نگفتم بمون عمارت مراقبش باش و تو گفتی لازم نیست هاروکا میتونه از خودش مراقبت کنه ؟
سانزو : ...
مایکی : چرا ساکت شدی ؟ مگه راستشو نگفتم ؟
کوکو : ولی قربان اون که خبر نداشت قراره این اتفاق بی افته
مایکی : تو یکی دهنتو ببند که شنیدم وقتی رفتی اتاق سانزو چی‌ گفتی ( حرف کوکو و سانزو یک جور خیانت به بونتن بوده )
مایکی : از شما بی عرضه ها چیزی در نمیاد خودم باید پی گیریش کنم ، حالا میتونین برین و همه رفتن تو اتاقشون و مایکی رفت دنبال کارای هاروکا ولی یک هفته گذشت و هیچ چیزی پیدا نکردن و همه دیگه داشت به اینکه هاروکا مرده فکر میکردن ولی باز یک امید کوچولو داشتن که زنده باشه و شب داشتن برای شام سوشی و نودل با مخلفات میخوردن که یک دفعه ......
دیدگاه ها (۱۱)

سناریو : عشق پنهان منپارت : ۴۴پرش به زمانی که هاروکا دزدیده ...

سناریو : عشق پنهان منپارت : ۴۵ هاروکا شروع کرد به در زدن و د...

سناریو : گربه انسان نما ( درخواستی ) پارت : تک پارتی موضوع :...

سناریو : عشق پنهان منپارت : ۴۲ بعد شام سانزو همه رو تو اتاقش...

فرشته کوچولو........پارت ۱۲

من باز گشتم وانشات ریندو خون‌آشامی ( البته ریندو خوناشام نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط