{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جِــــــســـــــارَت مـــــے פֿــــواهـَــــב ؛

جِــــــســـــــارَت مـــــے פֿــــواهـَــــב ؛

نزבیڪــ شُـבטּ بِه

افڪار בפֿـــــتَرے ڪِہ

روزها مَـرבانــِہ با زِنـבِگــے مـے جـَنگـَב ،

اَما ..

شَب ها بـالـشـَش اَز هــِـق هـِـق هـاےِ בפֿـــتَرانـِـه

פֿـــیس اَست :(
دیدگاه ها (۱)

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

فقط بعضی شب‌ها،میانِ سکوتِ خانه،ناگهان چیزی در دل آدم سنگین ...

‌♨️ این فرمایشات مربوط به حدود ۲۰ روز قبل از جنگ است؛ جملاتی...

گاهی بی‌هوامی‌روم سراغ پست‌هاو عڪس‌های قدیمینه برای مرور گذش...

فقط چند لحظه نگاه کنزیبایی‌های پاییز بی شمارندبه خصوص زمانی ...

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

چکمه به چکمه، از میان شهر سوخته گذشتم...تمام شهر در آتش بود؛...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط