{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی بی‌هوا

گاهی بی‌هوا
می‌روم سراغ پست‌ها
و عڪس‌های قدیمی

نه برای مرور گذشته
برای اینڪه شاید میان آن همه تصویر،
چیزی از حال ِ خودم پیدا ڪنم

اما ڪافی‌ست یڪی از عڪس‌ها باز شود
همه چیز دوباره شروع می‌شود


چهره‌ها . . . نگاه‌ها . . .
آن لحظه‌هایی ڪه زمانی ساده
از ڪنارشان می‌گذشتم
و نمی‌دانستم قرار است سال‌ها بعد
همین چند ثانیه‌ی ثبت‌شده
تمام چیزی باشد
ڪه از یڪ دنیا برایم باقی می‌ماند.


عڪس‌ها را یڪی‌یڪی ورق می‌زنم
و بیشتر از آنڪه گذشته را ببینم
نبودنش را می‌بینم

دلتنگی عجیبی‌ستـــ
نه آرام می‌شود
نه خسته

انگار جایی در من نشسته
و تصمیم گرفته
تا هر وقت فرصتی پیدا ڪرد
دوباره خودش را به یادم بیاورد


بعضی دوست‌داشتن‌ها هم همین‌اند؛
تمام نمی‌شوند
فقط از شڪل ِ حضور
به شڪل #خاطره درمی‌آیند.
ڪه نه از دل می‌روند
نه قصد ِ ڪوچ ڪردن دارند
. . . می‌مانند . . .

حتی وقتی دیگر
هیچ دلیلی برای ماندنشان وجود ندارد.

من هنوز بعضی لحظه‌ها را
با جزئیاتی به خاطر می‌آورم ڪه
ڪاش فراموش می‌ڪردم؛
لحظه‌هایی ڪه برای ساختنشان،
از خیلی چیزها گذشتیم،
ترسیدیم،
ریسڪ ڪردیم،
دل به چیزی بستیم ڪه فڪر میڪردیم
ارزش تمامِ این خطرها را
دارد.

و شاید دردناڪ ترین بخش ماجرا همین باشد؛
اینڪه آن همه جسارت
آن همه دل‌سپردن
آن همه لحظه‌ای ڪه برای رسیدن
به یڪ «با هم بودن» هزینه
شد

آخرش به ماندن نرسید.

حالا از تمام آن روزها
چند عڪس مانده
چند نوشته
چند صدای ضبط‌شده در ذهن،
و خاطراتی ڪه هرچه بیشتر
سعی می‌ڪنم از ڪنارشان عبور ڪنم
بیشتر سر راهم سبز می‌شوند

بعضی روزها
حتی حوصله‌ی هیچ‌چیز را ندارم

نه حرف زدن،
نه بیرون رفتن،
نه آشنا شدن با آدم‌های تازه

انگار بخشی از من
هنوز همان‌جایی مانده ڪه آخرین بار
فڪر می‌ڪردیم
قرار است همه‌چیز درست شود.

شاید حسرت همین باشد؛
نه اینڪه چیزی را از دست داده باشی

بلڪه بدانی یڪ روز،
با تمام وجودت
برای ساختنش جنگیده‌ای

و حالا تنها چیزی ڪه
از آن همه تلاش برایت مانده
این سؤالِ بی‌جواب است

اگر قرار نبود بماند،
چرا این همه زیبا ساخته شد...؟



۱۴۰۵/۷/۱۵



❥︎:。- ❥︎❀༾ atre_khatereh ❀༾❥︎ -:。❥︎

#ڪﺴﮯ_ﺷﺒﻴــﻪ_ﻫﻴـــﭽڪس
#تُوقَشنگ‌ترین‌دلیل‌برا‌ۍِدوستْ‌داشتَنۍ

🍂🧡「#عطر_خاطره 」
دیدگاه ها (۷)

نمی‌شود از ڪنارِ گذشته رد شدفقط چون سال‌ها از آن گذشته استبع...

گاهی آدم چیزی را از دست نمی‌دهد؛خودش را لابه‌لای دوست‌داشتنی...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

روی نسخه‌ی بعضی داروهامی‌نویسندهر هشت ساعت یڪباربعضی را باید...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

دزیره،شاید اگر آن روزها می‌دانستم بعضی آدم‌ها فقط یک‌بار از ...

لابلای تمام خستگی‌هایتیڪی هستڪه حضورش شبیه باران استنه می‌پر...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط