{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای کاش حواست نباشد

ای کاش حواست نباشد
از خانه بیرون بزنی
من به کوچه بیایم و
به باران فکر کنم
و تو روزنامه ات را
روی سرت بگیری
من تمام کوچه را بدوم
و کمی چتر
تعارفت کنم
حتما مسیرمان یکی ست
حالا که مقصد تویی

#سمانه_سوادی
دیدگاه ها (۳)

میان هرنفسی که میکشم ،همهمه ای استکه ازهمه پنهاناز تو چه پنه...

سرودم ,نوازش و سکوت و لبخندی که مرا به یغما برد,انگشتانی ک س...

تو ریاضیات عاشقانه منی! داشتنت مرا و هر چه حس خوب است به توا...

ﻭﻗﺘﯽ که زیاد ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﯼ ،ﺣﺴﻮﺩ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺷﯽ…ﭼﺸﻢ ﺩﯾﺪﻥ ﻧﮕﺎﻫﺎ...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

پرسه در جنگل...[پارت چهارم]اتاق مهمان...ات روی تخت نشسته بود...

پارت ۳ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط