جیمن گفت باشه

جیمن گفت : باشه
و خدمتکار رو صدا کرد و گفت برام غذا بیارن
خدمتکار برام غذا آوردو من خوردم و خوابیدیم
از زبان جیمین
من باید حواسم به می چا باشه الان غذاشو خورده و خوابیده و من رفتم تو اتاق کارم
دیدگاه ها (۰)

عشق سیاه ‌و سفید از زبان جیمین نوشستم رو صندلیم امروز باید ب...

عشق سیاه و سفید

نیم ساعت بعداز زبان می چا جمین نین ساعته همینجا نشسته و جایی...

تا دکتر بیاد یه نگاهی به اتاقش کردم دیدم پنجره شکسته و چیزی ...

پارت ۳۱ات: تو.... خیلی 😡😨جیمین: من چی 😡ات: هیچی.... ترس.... ...

the other side of the world

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط