{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

معشوقه وحشی

معشوقه وحشی
پارت ۲
کوک میشینه سر میز و فنجون قهوه رو میگیره دستش
$فک نمیکرد دعوتمو قبول کنی
علامت داداش کوک _
_حالا که قبول کردم میخای چیکار کنی داداش کوچیکه
$زوده واسه قضاوت شاید حاکم بعدی این داداش کوچیکه باشه🙃
_که اینطور .... برای تهدید دعوتم کردی
$(دستشو انداخت توی موهای مشکی لختش ) تهدید نه برای کنار زدن دعوتت کردم
_فک نکنم این بحث به جایی برسه بچه
راوی (ات توی این لحظاتی حساس بازی میاد)
+سفارشتون اقا...!😒
$ممنونم ... ببخشید بابت سوتفاهم
راوی(بچهای عزیز پدر ات توی کلاب کوک هرشب مست میکنه بدون دادن پول میره کوک هم ات رو برای خوش گذرونی میخاد صرفا برای خوش گذرونی برا همینم صب میکنه تا ات رو بابت پول های داده نشده پدر ات بخره )
+(بدون توجه به حرفش) کار دیگه ای ندارید؟؟
_میتونی بری (بر میگرده رو به کوک ) فک کردی اینو میخورم پس خیالاتت بچه گونس (از سر میز بلند میشه میره سمت در خروجی)
گوشی ات زنگ میخره
الارم الارم...+بله؟؟
علامت کمپانی&
&یه نفر از در کافه میره بیرون ۱۰ دیقه فرصت داری تمومش کنی(داداش کوک رو میگه) و لباس خونیشو تحویل میزی بدی که گارسونشی
+بله الان انجامش میدم
ات پیش بندشو باز میکنه و میره سراغ داداش کوک
میره توی ماشین که شیشه هاش دودی
چاقو رو میکشه و با یه ضربه از دو طرف گردنش بریدن خرخره یارو کارو تموم میکنه کراواتش رو بر میداره و جنازه عکس میگره
عکسو با شماره ناشناس برای کوک میفرسته
و کراوات رو با سفارش دوم روی میزش میزاره😄🤟
$گفتم که برای خدافظی دعوتت کردم...!

خوب خوب ماجرا تا اینجا تموم شد تا اینجا اومدی لیوای منم فالو کن ممنونم ازت
@leviackerman
اگه پارت بعدو میخای اینو لایک کن و کامنت بزار پارت بعدی خیلی خفنهههه....!!

yona
دیدگاه ها (۱)

سر به روی شانه ات میگذارم شاید این دل ارام بگیرد...:)

بیاید گپ ایتا عشق کنیمببینمتون؟؟https://eitaa.com/joinchat/7...

پارت سه ویو جونگ کوک : چیییی چرا انقدر کوچیکه برای زیر خواب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط