معشوقه وحشی من...!
معشوقه وحشی من...!
تا اینجا اومدی لیوای منم فالو کن بچه
@leviackerman
علامت ات + علامت کوک$
از کجای داستان مونده بودیم
ااااا یادم اومد
Part3
+ خوب کار من تموم شد ماموریت امروزمم تموم کردم
درحال برگشت به خونه بودم که سرعت متورم زیاد بود
تصادف کردم ...!!
ات تصادف کرده و ویو تصادف
+ یه ون سیاه زد بهم بعدشم بیهوش شدم هیچی نفهمیدم فقط صدای دوسه نفرو میشنیدم که میگفتن ببریمش پیش ارباب این همون دخترس
صداهای نوچه های باند چول هست
صبح روز بعد ...
+ چشامو باز کردم روی یه تخت بودم درو دیوار نگاه کردم شبیه یه اتاق مال خدمتکارا بود در قفل بود هرچی تلاش کردم نتونستم باز کنم
علامت اجوما ¤
¤بیدار شدی بیا این لباسا رو بپوش
ات یه جوری نگاش میکنه که انگار میخاد بگیره جرش بده
+ این لباس واسه امثال شما نوچه هاست نه من خیلی علاقه داری با کی..ر نداشتم کاری کنم پنج قلو بزایی؟؟
¤ ارباب گفت این لباسارو بپوشی منم دستور اون رو اجرا کردم
+د اخه من کار دارم باید از اینجا برم😑
ببین بیا یه معامله کنیم من به تو پول میدم تو هم راه فرار ... هوم نظرت چیه
¤لباسا رو بپوشید...!🙃 (بعدشم میره بیرون)
+ د اخه جن..ده دارم میگم نمیخاممم... اه اه نهههه شانسم ندارم ک..ر تو زندگیم..! (شروع میکنه به گریه و بازی با تیغی که توی دستشه)
همین طوری که گریه میکنه صدای تیر و تفنگ میشنوه گویی جناب جانگ تویی قمار برده و حالا این یارو شرطو قبول نمیکنه ...!
$مرتیکه اش..غال گفتی اون دختره که مال من بودو گرفتی رو بهم پس میدی پس کو نکنه میخای بزنی زیر همه چی...! (اربده) منظور از دختر ات هست
علامت باند چول..€
€ من کی این قولو دادم ..
جناب جانگ نمیزاره حرفش تموم شه با نگاه به گاردش میگه من میرم سراغ ات تو اینو تموم کن
کوک میدوعه طبقه بالا ...
درو میشکونه
+ صدای شکستن در رو شنیدم ولی چشام هیچ جا رو نمیدید
$ اومدم نجاتت بدم بچه ...!
+چ- شاهزاده ای سوار بر اسب سفید ...!؟
$ بغلش کردم چون هیچی نخورده بود بدنش مث یخ سرد بود
+هیچی نفهمیدم فقط چون بدنش گرم بود بهش پناه بردم...🎀👀
$ بغلش کردم از میون هیاهوی اونجا کشیدمش بیرون لباسای خوبی تنش نبود و بارون میبارید کتمو انداختم روش و گذاشتمش توی ماشین...
خوب خوب بسه دیگه از خماری در اومدین
پارت بعدی ...!!
نمیدونم کی میزام شما که منو ایگ میکنید
اگه این خیلی طرفدار داشته باشه پارت بعدی رو میزارممممم
نکنه فک کردی کوک اینو میبره باند نخیرم کوک فقط نجاتش داد داستان خر تو خر تر از ایناست...🙃🎀
Yona
تا اینجا اومدی لیوای منم فالو کن بچه
@leviackerman
علامت ات + علامت کوک$
از کجای داستان مونده بودیم
ااااا یادم اومد
Part3
+ خوب کار من تموم شد ماموریت امروزمم تموم کردم
درحال برگشت به خونه بودم که سرعت متورم زیاد بود
تصادف کردم ...!!
ات تصادف کرده و ویو تصادف
+ یه ون سیاه زد بهم بعدشم بیهوش شدم هیچی نفهمیدم فقط صدای دوسه نفرو میشنیدم که میگفتن ببریمش پیش ارباب این همون دخترس
صداهای نوچه های باند چول هست
صبح روز بعد ...
+ چشامو باز کردم روی یه تخت بودم درو دیوار نگاه کردم شبیه یه اتاق مال خدمتکارا بود در قفل بود هرچی تلاش کردم نتونستم باز کنم
علامت اجوما ¤
¤بیدار شدی بیا این لباسا رو بپوش
ات یه جوری نگاش میکنه که انگار میخاد بگیره جرش بده
+ این لباس واسه امثال شما نوچه هاست نه من خیلی علاقه داری با کی..ر نداشتم کاری کنم پنج قلو بزایی؟؟
¤ ارباب گفت این لباسارو بپوشی منم دستور اون رو اجرا کردم
+د اخه من کار دارم باید از اینجا برم😑
ببین بیا یه معامله کنیم من به تو پول میدم تو هم راه فرار ... هوم نظرت چیه
¤لباسا رو بپوشید...!🙃 (بعدشم میره بیرون)
+ د اخه جن..ده دارم میگم نمیخاممم... اه اه نهههه شانسم ندارم ک..ر تو زندگیم..! (شروع میکنه به گریه و بازی با تیغی که توی دستشه)
همین طوری که گریه میکنه صدای تیر و تفنگ میشنوه گویی جناب جانگ تویی قمار برده و حالا این یارو شرطو قبول نمیکنه ...!
$مرتیکه اش..غال گفتی اون دختره که مال من بودو گرفتی رو بهم پس میدی پس کو نکنه میخای بزنی زیر همه چی...! (اربده) منظور از دختر ات هست
علامت باند چول..€
€ من کی این قولو دادم ..
جناب جانگ نمیزاره حرفش تموم شه با نگاه به گاردش میگه من میرم سراغ ات تو اینو تموم کن
کوک میدوعه طبقه بالا ...
درو میشکونه
+ صدای شکستن در رو شنیدم ولی چشام هیچ جا رو نمیدید
$ اومدم نجاتت بدم بچه ...!
+چ- شاهزاده ای سوار بر اسب سفید ...!؟
$ بغلش کردم چون هیچی نخورده بود بدنش مث یخ سرد بود
+هیچی نفهمیدم فقط چون بدنش گرم بود بهش پناه بردم...🎀👀
$ بغلش کردم از میون هیاهوی اونجا کشیدمش بیرون لباسای خوبی تنش نبود و بارون میبارید کتمو انداختم روش و گذاشتمش توی ماشین...
خوب خوب بسه دیگه از خماری در اومدین
پارت بعدی ...!!
نمیدونم کی میزام شما که منو ایگ میکنید
اگه این خیلی طرفدار داشته باشه پارت بعدی رو میزارممممم
نکنه فک کردی کوک اینو میبره باند نخیرم کوک فقط نجاتش داد داستان خر تو خر تر از ایناست...🙃🎀
Yona
- ۲۴۸
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط