کهنه شرابِ عشق ! بیا تا بنوشمت
کهنه شرابِ عشق ! بیا تا بنوشمت
من سردِ سردم است بیا تا بپوشمت
از این هوای زخمیِ مسموم خسته ام
از روزهای شب زده و شوم خسته ام
من کوچه ای که غرقِ خیابانِ زندگی ست
یک پنجره که بسته ی زندانِ زندگی ست
حرفی بزن! ادامه ی محبوبه های شب!
عطر پرنده! نامه ی محبوبه های شب!
سبزم کن ای تولّدِ گنجشک در بهار
خورشیدی و ستاره ولی بیشتر بهار... پیراهنت نشانیِ من، رنگِ آفتاب
آغوش وا کن و به تنِ خسته ام بتاب!
در من صدای ریزشِ گل های پرپر است
در تو نسیم و عطرِ سلامِ صنوبر است
چشمم مسافری که به راهَت نشسته است
قلبم تصوّرِ چمدانی شکسته است
راهم بده به شوکتِ دنیای ساکتت
به چشم های ساده و تنهای ساکتت
من با تو ماه پاره ی شب های هستی ام
روشن ترین ستاره ی شب های هستی ام
چیزی بگو دهانِ مرا غرقِ ماه کن!
شب شد به چشم های سیاهم نگاه کن..!
من سردِ سردم است بیا تا بپوشمت
از این هوای زخمیِ مسموم خسته ام
از روزهای شب زده و شوم خسته ام
من کوچه ای که غرقِ خیابانِ زندگی ست
یک پنجره که بسته ی زندانِ زندگی ست
حرفی بزن! ادامه ی محبوبه های شب!
عطر پرنده! نامه ی محبوبه های شب!
سبزم کن ای تولّدِ گنجشک در بهار
خورشیدی و ستاره ولی بیشتر بهار... پیراهنت نشانیِ من، رنگِ آفتاب
آغوش وا کن و به تنِ خسته ام بتاب!
در من صدای ریزشِ گل های پرپر است
در تو نسیم و عطرِ سلامِ صنوبر است
چشمم مسافری که به راهَت نشسته است
قلبم تصوّرِ چمدانی شکسته است
راهم بده به شوکتِ دنیای ساکتت
به چشم های ساده و تنهای ساکتت
من با تو ماه پاره ی شب های هستی ام
روشن ترین ستاره ی شب های هستی ام
چیزی بگو دهانِ مرا غرقِ ماه کن!
شب شد به چشم های سیاهم نگاه کن..!
- ۳.۰k
- ۲۲ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط