{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁸

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁸


ات در ماشین باز کرد پیاده شه که یهو برگشت سمت سومین با عصبانیت گفت : اون کوک بدرد نخور داره چی کار می کنه که شرکتش بر فناست ؟ ها ؟

سومین : یا اروم بچم خوابه با ارامش

ات : خاله قربونت بره تو بخواب ببخشید تاقصیر مامان گاو ته
نمی زاره تو بخوابی

سومین: به من چه تو داد زدی حالا چی گفتی ؟

ات : می گم اون گاو نفهم داره چه گوهی می خوره که شرکتش داره بر فنا می ره ؟

سومین : ات چقدر بد دهن شدی ها

ات : چی کار کنم قشنگ مثل ادم بهت گفتم نفهمیدی

سومین : خب اگه کوک و می گی اون همش یا داره وسیله می شکنه یا مشروب می خوره یا هم سیگار می کشه یا همون کاری که خودت می دونی می کنه

ات ناراحت: هیچ وقت من براش کافی نبودم

سومین : منحرف خر منظورم اون نبود منظورم شغل دومش بود

ات : ها اها گرفتم شرمنده جدیدا مغزم خراب شده تاقصیر خود خرشه قبل اون گاو واقعا دختر خوبی بودم

سومین : خب ات جان نمی خوای بری خونتون بکپی

ات : نه

سومین: خب پس من می خوام برم خونمون بکپم اگه تا دو دیقیقه دیگه پیاده نشی باید بیای خونه ی من

ات : اوکی بریم چون کلی کار داریم ولی صبر کن لباسامو بر دارم بعد بریم

سومین : یعنی چی ؟

ات : یعنی مرض رفتم لباسامو بیارم نری ها بری من می دونم تو

سومین : اوکی

ات رفت داخل خونه یواش لباساشو جمع کرد وسایلشم برداشت که مامانش اومد

مامان ات : دخترم کجا می خوای بری ؟

ات : می خوام یه چند روزی برم پیش سومین تو و بابا مراقب خودتون باشید من رفتم فعلا

مامان ات : باشه عزیزم تو هم مواظب خودت باش و یه چیزی باید بهت بگم هر چند بابات گفته نگم .... اما خیلی مهمه و تو حق داری بدونی.......امم کوک شرکت و خونش رو به نام تو کرده موقع طلاق

ات با شک : چی ؟

مامان ات : اروم بابات خوابه اگه بفهمه بهت گفتم شهیدم می کنه

ات هنوز تو شکه : چطوری ؟

مامان ات : موقع امضا ها یه برگه اضافی هم بهت داده وهمه رو هم خریده

ات : وای مامان چرا الان داری می گی چرا زودتر نگفتی ؟

مامان ات : ما خیلی وقت نیست فهمیدم

ات : پس بگو چرا مشکوک می زنی فهمیدم یه چیزی می خوای بهم بگی نمی گی باز مرسی که گفتی

مامان ات : خواهش می کنم عزیزم بزار سند ها و مدارک رو بیارم به خودت بدم یه چند لحضه صبر کن

مامانش رفت سند ها و مدارک رو اورد و داد به ات و اونم تشکر کرد و گرفت رفت سوار ماشین بشه که دید بسی خیال باطل جا تره بچه نیست سومین قالش گذاشته رفته😐....




بخش اضافه است اگه دوست دارید می تونید بخونید نصفش تو کامنتاست😊

دوستم دوستای قدیم

ات : نمک رو زخمام نپاش بخدا من خیلی بدبختم تو بقیه فیکا دوستاشون هواشون دارن مثل کوه پشتشونن حالا دوست ما نصفه شبی ما رو ول کرده گذاشته رفته

نه بابا این چه حرفیه بدبختی کجا بود عزیزم ما بدبختیم
دیدگاه ها (۵)

part ¹ ات ویو از صبح که بلند...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ³⁹ سومین قالش گذاشت...

پارت ویژه 🎉ات با لحن شیطون : جوجه بیا اینجا کارت دارمجیمین ک...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴ جیمین با شک : ...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ⁴⁵ چند ماه بعد ات با...

𝒑𝒂𝒓𝒕 ² ات : هیچی ممنون و من...

#سناریو_بی_تی_اس #درخواستی وقتی عاشقت بوده اما بهت خیانت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط