« عروسک من »
« عروسک من »
Part 7
محنا : من یه جایی رو میشناسم بهم اعتماد کنید
تهیونگ : باشه پس بیاید و بریم همون جایی که محنا میگه
محنا : باشه پس من با موتور میام
جونگ کوک ویو
دیدم که محنا گفت که با موتور می خواد بیاد برای همین سریعا گفتم
جونگ کوک : محنا بزار با تهیونگ بیاد من هم با نهال
تهیونگ : آره اوکیه من اگر مشکلی نداشته باشی تو رو میارم
محنا : اوکیه اینجا یکی رو می شناسم که موتورم رو میزارم پیشش تا فردا
نهال : باشه پس بیاید بریم
پرش زمانی به جایی که محنا گفته بود :
ویوی کالیرا :
ماشینی که تهیونگ و محنا توش نشسته بودند بر خلاف ماشین نهال و جونگ کوک خیلی ساکت بود ولی تهیونگ هرزگاهی نگاهی به محنا می انداخت و زود نگاهش رو ازش می گرفت و ماشین جونگ کوک و نهال هم کلا داشتند باهم دیگه شوخی می کردند و می خندیدند
وقتی رسیدند محنا سریع تر از تهیونگ بلند شد و نهال هم با جونگ کوک باهم بعد رفتند داخل رستوران
تهیونگ : خیلی قشنگن رستورانه
جونگ کوک : من هم با تهیونگ موافق هستم خیلی وایب خوبی به آدم میده
نهال : دیگه مادمازل ماست دیگه
محنا : آره من با صاحب اینجا دوستم کلا خیلی خوبه نگاه کنید اون دوستمه یه رگش فرانسوی و یه رگش هم کره آیی هست در واقع مامانش فرانسوی و باباش هم کره آیی هست و به خاطر پدرش به کره اومده و اسمش هم سلوین که هست
سلوین : اوه مادمازل چیشده که به اینجا اومدی ؟
محنا : اولا که سلام دوما مگه نمیتونم بیام رستوران دوستم چیزی بخورم ؟ سوما مهمون هم آوردم با خودم
سلوین : اوه متوجه نشدم من سلوین هستم و فکر کنم که شما هم کیم تهیونگ و جئون جونگ کوک از بی تی اس باشید درسته ؟ و شما هم که سیسی محنا یعنی نهال ؟
نهال : اوه سلام بله خودمم خوش بختم 🤝
سلوین : همچنین 🤝
تهیونگ و جونگ کوک همزمان : خوش بختیم 🤝
سلوین : همچنین 🤝🤝
خب این سلام و علیک رو بزاریم یه وقت دیگه فعلا چی می خورید ؟
جونگ کوک : من یه پاستای آلفردو
تهیونگ : من هم یه پیتزای پپرونی
نهال : من یه برگر و یه نوشابه
محنا : من هم یه نودل
سلوین : اوکیه نیم ساعت طول میکشه فقط
تهیونگ : مشکلی نیست
نهال : آره بابا اشکال نداره
سلوین : پس فعلا این نوشابه ها رو بخورید محنا تو هم نوشابه می خوری یا نه رژیمی ؟
محنا : من که متاسفانه رژیم تشریف دارم برای همین نمی تونم یه آب کافیه
سلوین : باشه
( سلوین رفت و نوشیدنی هارو آورد )
سلوین : اینارو بخورید چند دقیقه دیگه میارم براتون
محنا : باشه سیسی
نهال : هی هی تو باید فقط به من بگی سیسی
محنا : حسودی نکن ای سیسی
نهال : آهان حالا شد و اینکه من اصلا حسودی نکردم
محنا : 😂 آهان باشه
تهیونگ : هی هی دقت کردین که محنا برای اولین بار اینجوری می خنده ؟
جونگ کوک : فکر کنم الان راحته پیشمون
نهال : از اقبال و سعادت خیلی خوبتون هست😂😂
تهیونگ و جونگ کوک : 😂😂
دخترام گزارش نکنید من هم مثل فیک نویس های دیگه زحمت می کشم بایت فیک هام 🌕✨
Part 7
محنا : من یه جایی رو میشناسم بهم اعتماد کنید
تهیونگ : باشه پس بیاید و بریم همون جایی که محنا میگه
محنا : باشه پس من با موتور میام
جونگ کوک ویو
دیدم که محنا گفت که با موتور می خواد بیاد برای همین سریعا گفتم
جونگ کوک : محنا بزار با تهیونگ بیاد من هم با نهال
تهیونگ : آره اوکیه من اگر مشکلی نداشته باشی تو رو میارم
محنا : اوکیه اینجا یکی رو می شناسم که موتورم رو میزارم پیشش تا فردا
نهال : باشه پس بیاید بریم
پرش زمانی به جایی که محنا گفته بود :
ویوی کالیرا :
ماشینی که تهیونگ و محنا توش نشسته بودند بر خلاف ماشین نهال و جونگ کوک خیلی ساکت بود ولی تهیونگ هرزگاهی نگاهی به محنا می انداخت و زود نگاهش رو ازش می گرفت و ماشین جونگ کوک و نهال هم کلا داشتند باهم دیگه شوخی می کردند و می خندیدند
وقتی رسیدند محنا سریع تر از تهیونگ بلند شد و نهال هم با جونگ کوک باهم بعد رفتند داخل رستوران
تهیونگ : خیلی قشنگن رستورانه
جونگ کوک : من هم با تهیونگ موافق هستم خیلی وایب خوبی به آدم میده
نهال : دیگه مادمازل ماست دیگه
محنا : آره من با صاحب اینجا دوستم کلا خیلی خوبه نگاه کنید اون دوستمه یه رگش فرانسوی و یه رگش هم کره آیی هست در واقع مامانش فرانسوی و باباش هم کره آیی هست و به خاطر پدرش به کره اومده و اسمش هم سلوین که هست
سلوین : اوه مادمازل چیشده که به اینجا اومدی ؟
محنا : اولا که سلام دوما مگه نمیتونم بیام رستوران دوستم چیزی بخورم ؟ سوما مهمون هم آوردم با خودم
سلوین : اوه متوجه نشدم من سلوین هستم و فکر کنم که شما هم کیم تهیونگ و جئون جونگ کوک از بی تی اس باشید درسته ؟ و شما هم که سیسی محنا یعنی نهال ؟
نهال : اوه سلام بله خودمم خوش بختم 🤝
سلوین : همچنین 🤝
تهیونگ و جونگ کوک همزمان : خوش بختیم 🤝
سلوین : همچنین 🤝🤝
خب این سلام و علیک رو بزاریم یه وقت دیگه فعلا چی می خورید ؟
جونگ کوک : من یه پاستای آلفردو
تهیونگ : من هم یه پیتزای پپرونی
نهال : من یه برگر و یه نوشابه
محنا : من هم یه نودل
سلوین : اوکیه نیم ساعت طول میکشه فقط
تهیونگ : مشکلی نیست
نهال : آره بابا اشکال نداره
سلوین : پس فعلا این نوشابه ها رو بخورید محنا تو هم نوشابه می خوری یا نه رژیمی ؟
محنا : من که متاسفانه رژیم تشریف دارم برای همین نمی تونم یه آب کافیه
سلوین : باشه
( سلوین رفت و نوشیدنی هارو آورد )
سلوین : اینارو بخورید چند دقیقه دیگه میارم براتون
محنا : باشه سیسی
نهال : هی هی تو باید فقط به من بگی سیسی
محنا : حسودی نکن ای سیسی
نهال : آهان حالا شد و اینکه من اصلا حسودی نکردم
محنا : 😂 آهان باشه
تهیونگ : هی هی دقت کردین که محنا برای اولین بار اینجوری می خنده ؟
جونگ کوک : فکر کنم الان راحته پیشمون
نهال : از اقبال و سعادت خیلی خوبتون هست😂😂
تهیونگ و جونگ کوک : 😂😂
دخترام گزارش نکنید من هم مثل فیک نویس های دیگه زحمت می کشم بایت فیک هام 🌕✨
- ۶۱۸
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط