وقتی بی دلیل باهات سرد شد
وقتی بی دلیل باهات سرد شد
P³
لنگان لنگان رفتم تا راه برگشت رو پیدا کنم از هر جا میرفتم باز سر جای اولم بودم بی خیال به درخت تکیه دادم نگاهی به گوشیم انداختم ساعت چهار عصر بود چطور انقدر زود گذشت خدا یا منو تا قبل از تاریکی پیدا کنن اگر کسی دنبالم میگرده
جیهوپ:
بعد از اینکه سوهیون با دو رفت توی جنگل اعضا گفتن بریم دنبالش توی جنگل دنبالش میگشتیم اما انگار اب شده بود رفته بود توی زمین خیلی از حرفام پشیمون شدم اگر بلایی سرش بیاد خودمو نمیبخشم
کم کم هوا تاریک شده بود گوشیمو برداشتم به عکس های خودمو جیهوپ نگاه میکردم بغضم ترکید بلند گفتم *مگه من چیکار کردم که اینجوری شدی اصلا اگر هر کاری کردم ببخشید فقط نگو ازم متنفری وقتی اینجوری برام گفتی انگار قلبمو اتیش زدن هوبی خیلی دوست دارم دلم برات تنگ شده برای بغل کردنت بوی تنت تنگ شده جیهوپ امید زندگیم دوست دارم عاشقتم اگر قراره ازم متنفر باشی بهتره همینجا بمیرم *
ناامید به درخت پشت سرم تکیه دادم سوهیون کجایی ببخشید من معذرت میخوام میخواستم دوباره بگردم که صدای داد و گریه آمد صدا رو دنبال کردم اون سوهیون بود صبر کردم حرفاشو گوش بدم بعد از شنیدن حرفاش عذاب وجدان بدی گرفتم رفتم کنارش نشستم متوجه نشد با بغض گفتم*سوهیون ببخشید امیدم من معذرت میخوام*
وقتی صداشو شنیدم نگاه کردم محکم بغلش کردم*هوبی تروخدا نگو ازم متنفری نگو دوسم نداری اگر کاری کردم ببخشید فقط ولم نکن *
با حرف هایی که زد به خودم لعنت فرستادم که چرا اون حرفارو زدم انقدر گریه کرده بود که به زور حرف میزد متقابل بغلش کردمو گفتم *من اشتباه کردم سانشاینم تو منو ببخش از یه ادم عوضی عصبی بودم روی سر تو خالی کردم مگه میشه ادم از فرشتش بدش بیاد قول میدم دیگه هیچوقت تکرار نکنم *
^قولِ قول ^
*قول *
♡پایان♡
امیدوارم خوشتون بیاد
P³
لنگان لنگان رفتم تا راه برگشت رو پیدا کنم از هر جا میرفتم باز سر جای اولم بودم بی خیال به درخت تکیه دادم نگاهی به گوشیم انداختم ساعت چهار عصر بود چطور انقدر زود گذشت خدا یا منو تا قبل از تاریکی پیدا کنن اگر کسی دنبالم میگرده
جیهوپ:
بعد از اینکه سوهیون با دو رفت توی جنگل اعضا گفتن بریم دنبالش توی جنگل دنبالش میگشتیم اما انگار اب شده بود رفته بود توی زمین خیلی از حرفام پشیمون شدم اگر بلایی سرش بیاد خودمو نمیبخشم
کم کم هوا تاریک شده بود گوشیمو برداشتم به عکس های خودمو جیهوپ نگاه میکردم بغضم ترکید بلند گفتم *مگه من چیکار کردم که اینجوری شدی اصلا اگر هر کاری کردم ببخشید فقط نگو ازم متنفری وقتی اینجوری برام گفتی انگار قلبمو اتیش زدن هوبی خیلی دوست دارم دلم برات تنگ شده برای بغل کردنت بوی تنت تنگ شده جیهوپ امید زندگیم دوست دارم عاشقتم اگر قراره ازم متنفر باشی بهتره همینجا بمیرم *
ناامید به درخت پشت سرم تکیه دادم سوهیون کجایی ببخشید من معذرت میخوام میخواستم دوباره بگردم که صدای داد و گریه آمد صدا رو دنبال کردم اون سوهیون بود صبر کردم حرفاشو گوش بدم بعد از شنیدن حرفاش عذاب وجدان بدی گرفتم رفتم کنارش نشستم متوجه نشد با بغض گفتم*سوهیون ببخشید امیدم من معذرت میخوام*
وقتی صداشو شنیدم نگاه کردم محکم بغلش کردم*هوبی تروخدا نگو ازم متنفری نگو دوسم نداری اگر کاری کردم ببخشید فقط ولم نکن *
با حرف هایی که زد به خودم لعنت فرستادم که چرا اون حرفارو زدم انقدر گریه کرده بود که به زور حرف میزد متقابل بغلش کردمو گفتم *من اشتباه کردم سانشاینم تو منو ببخش از یه ادم عوضی عصبی بودم روی سر تو خالی کردم مگه میشه ادم از فرشتش بدش بیاد قول میدم دیگه هیچوقت تکرار نکنم *
^قولِ قول ^
*قول *
♡پایان♡
امیدوارم خوشتون بیاد
- ۲۷
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط