p
p:⁴
ا.ت:تو این کارو نمیکنی آره
ج:چرا نکنم؟
ا.ت:غلط کردم جنگکوک بخدا دیگه همچین حرفی رو نمیزنم غلط کردم توروخدا ببخشم
ج:عه وا بیبی چرا میترسی مگه دوستم نداشتی ۵سال پیش خودت گفتی عاشقمی
ا.ت:غلط کردم تروخدا منو با این نزن
زنجیر توی هم گره خورده رو برداشت زنجیری که هنوز رد خونه ا.ت روش مونده بود زنجیری که کابوس دخترک تنها بود دخترکی که از روی حماقت احمقانهیی که داشت و فکر میکرد جونگکوک رو عاشق خودش میکنه تن به این ازدواج داد و نمیدونست که با این کار سند مرگ خودش رو امضا میکنه او هن فکر میکرد مثا تموم رمانهای که خونده بعد از چند ماه فکر میکرد خانم عمارت جئون میشه فکر میکرد عزیز دل جنگکوک میشه ولی همش اشتباه بود همش تصور های شبانهی بودن که دخترک توی تختش میکرد
زنجیر بلند مرتبه را دور دستش پیچید و اولین ضربه رو روی بازوی دخترک زد
جیغ دلخراش دخترک دل هرکسی رو آب میکرد
ولی جیغش باعث میشد پسرک وحشی تر بشه ضربه بعدی رو محکم تر زد به کمرش اون دخترک پست کلفت شده بود وگرنه این ضربه به هرکسی ميخورد جونش در میرفت
بعد از ¹⁰مین ضربه با زنجیر
دخترک مثل کرم له شده دور خودش میچرخید از درد
دیگه جونی نداشت برای جیغ زدن
فقط چشماشو بست گذاشت قطره های اشک روی صورتش بریزه
جونگکوک هم باز مثل همیشه با غرور از اتاق زد بیرون خاله سونو که چشماش از بس که گریه کرده بود سمت جونگکوک رفت
و دستاش رو روی بازی جونگکوک گذاشت.........
سلام دوباره بعد از چندماه بهتون فعلا شرط نداریم
ا.ت:تو این کارو نمیکنی آره
ج:چرا نکنم؟
ا.ت:غلط کردم جنگکوک بخدا دیگه همچین حرفی رو نمیزنم غلط کردم توروخدا ببخشم
ج:عه وا بیبی چرا میترسی مگه دوستم نداشتی ۵سال پیش خودت گفتی عاشقمی
ا.ت:غلط کردم تروخدا منو با این نزن
زنجیر توی هم گره خورده رو برداشت زنجیری که هنوز رد خونه ا.ت روش مونده بود زنجیری که کابوس دخترک تنها بود دخترکی که از روی حماقت احمقانهیی که داشت و فکر میکرد جونگکوک رو عاشق خودش میکنه تن به این ازدواج داد و نمیدونست که با این کار سند مرگ خودش رو امضا میکنه او هن فکر میکرد مثا تموم رمانهای که خونده بعد از چند ماه فکر میکرد خانم عمارت جئون میشه فکر میکرد عزیز دل جنگکوک میشه ولی همش اشتباه بود همش تصور های شبانهی بودن که دخترک توی تختش میکرد
زنجیر بلند مرتبه را دور دستش پیچید و اولین ضربه رو روی بازوی دخترک زد
جیغ دلخراش دخترک دل هرکسی رو آب میکرد
ولی جیغش باعث میشد پسرک وحشی تر بشه ضربه بعدی رو محکم تر زد به کمرش اون دخترک پست کلفت شده بود وگرنه این ضربه به هرکسی ميخورد جونش در میرفت
بعد از ¹⁰مین ضربه با زنجیر
دخترک مثل کرم له شده دور خودش میچرخید از درد
دیگه جونی نداشت برای جیغ زدن
فقط چشماشو بست گذاشت قطره های اشک روی صورتش بریزه
جونگکوک هم باز مثل همیشه با غرور از اتاق زد بیرون خاله سونو که چشماش از بس که گریه کرده بود سمت جونگکوک رفت
و دستاش رو روی بازی جونگکوک گذاشت.........
سلام دوباره بعد از چندماه بهتون فعلا شرط نداریم
- ۱۰.۶k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط