کلید گمشده

꧁کلید گمشده꧂
Part:5

﴿ادامه ویو تهیونگ✧۷سال پیش﴾

میرا روی تخت بدون لباس افتاده بود
پسره هم بدون لباس روی میرا خ‌...//ی..‌‌//مه زده بود
روی تخت هم لکه های خ..//و../ن معلوم میشد

رفتم سمتشون و پسره رو انداختم زمین و تا جا داشت زدمش
صورتش و بدنش عرق در خون بود
هنوزم میخواستم بزنمش اما کوک‌ جلومو گرفت و گفت ولش کنم و رفت بیرون

رفتم سمت میرا که پتو رو دور خودش پیچیده بود و با ترس و چشمای اشکیش نگام میکرد

میرا:ت....تهیونگ بزار ب...رات تو...ضیح ...ب..دم(ترس و با لکنت)

تهیونگ:توضیح؟ هه
میرا من همچیو با چشمای خودم دیدم دیگه چیو میخوای توضیح بدی لعنتی هاااا(عصبی و داد و بغض)

میرا: تهیونگ من

تهیونگ میپره وسط حرفشو میگه

تهیونگ:خفه شو عوضی دوهزاری
من بهت اعتماد کردم،هرچیزی که نیاز داشتی رو برات فراهم کردی
اون وقت تو اینجوری جواب زحمتامو میدی؟(عصبی و بفض)

میرا:این..طور که ف..فکر میکنی نیست ع..شقم(لکنت)

تهیونگ:خفه شو هرزه به من نگو عشقم(خیلی عصبی و با عربده میگه)

تهیونگ:من از روستا و اون خراب شده ای که توش زندگی میکردی بیرونت اوردم
بهت سر پناه دادم
گقتی میخوام ادامه تحصیل بدم و پول دانشگاه رو ندارم،من بهت تمام مخارج دانشگاهتو دادم
عاشقانه می پرستیدمت و حاضر بودم بخاطرت جونمم بدم
اون وقت تو اینطوری محبتامو جبران کردییی؟(خیلی عصبی و عربده)

میرا:حالا که داری اینا رو وسط میکشی بزار منم بهت یچیزی بگم

درسته که تو منو‌ هم از نظر مالی و هم عاطفی حمایت کردی،اما من به لذت و خوشگذرونی نیاز داشتم
و تو هیچ کدومو بهم نمیدادی

حتی حاضر نبودی یشب باهام رابطه داشته باشیی
و منم رفتم پی خواسته های خودم


میرا:راستشو بخوای من فقط میخواستم ازت استفاده کنم تا به آرزو ها و خواسته هام برسم و توی احمق هم همه ی حرفامو باور کردی

حالا هم به هرچی که میخواستم رسیدم،الان دلم میخواد زندگی خودم رو با سوهو بسازم

میرا:درضمن من از همون اولشم حسی نسبت بهت نداشتم و الان هم که این بلا رو سر دوست پسرم اوردی ازت متنفرم کیم.....
دیدگاه ها (۰)

꧁کلید گمشده꧂Part:6﴿ادامه ویو تهیونگ✧۷سال پیش﴾بغض گلومو‌ محاص...

꧁کلید گمشده꧂Part: 7﴿ویو‌ ا.ت﴾بیدار شدمو نگاهی به ساعت انداخت...

꧁کلید گمشده꧂Part:4﴿ویو تهیونگ﴾بعد از اینکه اون دخترا رفتم من...

꧁کلید گمشده꧂ Part:3﴿ویو ا.ت﴾رفتم سفارشارو بگیرم که صدای خنده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط