کلید گمشده
꧁کلید گمشده꧂
Part: 7
﴿ویو ا.ت﴾
بیدار شدمو نگاهی به ساعت انداختم روی ۷ شب بود
اوه اوه چقدر خوابیدم
پاشدم رفتم ی دوش گرفت
موهامو خشک کردمو لباسامو پوشیدم رفتم پایین
ا.ت:اوممم چه بوی خوبی میاد
مامانی چی پختیییی؟😋
م ا.ت:به به عجبی بیدار شدی خوابالو
ا.ت:خب خسته بودم دیگه(حالت لوس و بچگونه)
م ا.ت:خیلی خب بیا کمکم میزو بچین(خنده)
ا.ت:چشم خوشگل خانوم(خنده)
.....
م ا.ت: دخترم برو باباتو صدا کن بیاد تو اتاق کارشه
ا.ت:باشه(رفت)
تق تق(صدای در)
(پدر ا.ت رو با پ ا.ت نشون میدم)
پ ا.ت:بیا تو
ا.ت:غذا حاضره
پ ا.ت:باشه برو من الان میام
ا.ت:چشم(رفت)
(بچه ها ا.ت با پدرش رابطه خوبی نداره و باباش تا ا.ت کار اشتباهی میکنه کتکش میزهدیا سرش داد میزنه)
........
بعد خوردن شام میزو با کمک مامانم جمع کردمو شب بخیری گفتمو رفتم تو اتاق
از صبحی گوشیمو چک نکردم برم ببینم چه خبره توش
او مای گادددد ۸ تماس بی پاسخ از فیلیکس(فیلیکس دوست ا.ته توی پیست ماشین سواری)
زنگ زدم بهش که بعد چند بوق جواب داد
فیلیکس:چرا گوشیتو جواب نمیدی اخه
نفهم
ا.ت:اولن سلام
بعد ببخشید روی بی صدا بود نفهمیدم زنگ زدی حالا چیشده؟
فیلیکس:دختر یک خبر داغ داغ واست دارم اگه بگم دیووونه میشیی
ا.ت:بسم الله حالا بگو ببینم چی شده
فیلیکس:مسابقه دهنده مورد علاقت اونی که روانیشی داره میاد تو قسمت ما مسابقه بده(ذوق)
ا.ت:چییی وی داره میاد تو پیست ما مسابقه بده(توی پیست تهیونگو با اسم وی میشناسن)
واقعا فیلیکس راست میگی بگو جونننن منننن(از ذوق و خوشحالی داره گریه میکنه)
فیلیکس:بهجون خودت دارم راست میگم
فردا شب میاد دیر نکنی هاا
ا.ت:عمرن دیر کنم من دیوونه اون پسرم(اشکشو پاک میکنه)
فیلیکس:باشه بابا خودم میدونم(خنده)
خب دیگه من برم بای
ا.ت:خدافظ
Part: 7
﴿ویو ا.ت﴾
بیدار شدمو نگاهی به ساعت انداختم روی ۷ شب بود
اوه اوه چقدر خوابیدم
پاشدم رفتم ی دوش گرفت
موهامو خشک کردمو لباسامو پوشیدم رفتم پایین
ا.ت:اوممم چه بوی خوبی میاد
مامانی چی پختیییی؟😋
م ا.ت:به به عجبی بیدار شدی خوابالو
ا.ت:خب خسته بودم دیگه(حالت لوس و بچگونه)
م ا.ت:خیلی خب بیا کمکم میزو بچین(خنده)
ا.ت:چشم خوشگل خانوم(خنده)
.....
م ا.ت: دخترم برو باباتو صدا کن بیاد تو اتاق کارشه
ا.ت:باشه(رفت)
تق تق(صدای در)
(پدر ا.ت رو با پ ا.ت نشون میدم)
پ ا.ت:بیا تو
ا.ت:غذا حاضره
پ ا.ت:باشه برو من الان میام
ا.ت:چشم(رفت)
(بچه ها ا.ت با پدرش رابطه خوبی نداره و باباش تا ا.ت کار اشتباهی میکنه کتکش میزهدیا سرش داد میزنه)
........
بعد خوردن شام میزو با کمک مامانم جمع کردمو شب بخیری گفتمو رفتم تو اتاق
از صبحی گوشیمو چک نکردم برم ببینم چه خبره توش
او مای گادددد ۸ تماس بی پاسخ از فیلیکس(فیلیکس دوست ا.ته توی پیست ماشین سواری)
زنگ زدم بهش که بعد چند بوق جواب داد
فیلیکس:چرا گوشیتو جواب نمیدی اخه
نفهم
ا.ت:اولن سلام
بعد ببخشید روی بی صدا بود نفهمیدم زنگ زدی حالا چیشده؟
فیلیکس:دختر یک خبر داغ داغ واست دارم اگه بگم دیووونه میشیی
ا.ت:بسم الله حالا بگو ببینم چی شده
فیلیکس:مسابقه دهنده مورد علاقت اونی که روانیشی داره میاد تو قسمت ما مسابقه بده(ذوق)
ا.ت:چییی وی داره میاد تو پیست ما مسابقه بده(توی پیست تهیونگو با اسم وی میشناسن)
واقعا فیلیکس راست میگی بگو جونننن منننن(از ذوق و خوشحالی داره گریه میکنه)
فیلیکس:بهجون خودت دارم راست میگم
فردا شب میاد دیر نکنی هاا
ا.ت:عمرن دیر کنم من دیوونه اون پسرم(اشکشو پاک میکنه)
فیلیکس:باشه بابا خودم میدونم(خنده)
خب دیگه من برم بای
ا.ت:خدافظ
- ۱۷۹
- ۰۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط