عشق به سبک دختر مافیا
عشق به سبک دختر مافیا
پارت۷
™من همیشه کاریو انجام دادم که خانواده ام میخواستن
×وقتی دیدم یانگ هی رفت بالا آروم بدون اینکه بفهمه رفتم بالا پشت در وایسادم که صدای گریش بلند شد یانگ هی بیچاره حتما خیلی سختشه
™باصدای در بفرمایید گفتم که یوری اومد
×رفتم سمتشو بغلش کردم،یانگ هی آروم باش هیچی نیست
™هق هق نباید منو تو این وضع میدیدی
×(من جاسوس پدرمم که برای گزارش کار های خانواده لی رقیب چند ساله پدرم به شرکت یانگ هی اومدم از وقتی بچه بودم پدرم همیشه بهم میگفت تو باید مثل دختر لی باشی راستش مجبورم بخاطر کارم الکی معشوقه اش باشم)،معذرت میخوام
™هوفف بهتره بری پایین منم بعدش میام
×باشه
™اشکامو پاک کردمو چون ریمل یا خط چشم نزده بودم دیگه آرایش نکردم
×رفتم پایین سمت مین گی رفتم، چرا گریه میکرد؟
§فکر میکردم باهوش باشی(یه حسی بهم میگه این دخترقبلا توی شرکت رقیب دیدم ولی نمیدونم چیکار میکرد نباید اطلاعات و بهش بدم)
×میشه بگی
§نمیدونم
پارت۷
™من همیشه کاریو انجام دادم که خانواده ام میخواستن
×وقتی دیدم یانگ هی رفت بالا آروم بدون اینکه بفهمه رفتم بالا پشت در وایسادم که صدای گریش بلند شد یانگ هی بیچاره حتما خیلی سختشه
™باصدای در بفرمایید گفتم که یوری اومد
×رفتم سمتشو بغلش کردم،یانگ هی آروم باش هیچی نیست
™هق هق نباید منو تو این وضع میدیدی
×(من جاسوس پدرمم که برای گزارش کار های خانواده لی رقیب چند ساله پدرم به شرکت یانگ هی اومدم از وقتی بچه بودم پدرم همیشه بهم میگفت تو باید مثل دختر لی باشی راستش مجبورم بخاطر کارم الکی معشوقه اش باشم)،معذرت میخوام
™هوفف بهتره بری پایین منم بعدش میام
×باشه
™اشکامو پاک کردمو چون ریمل یا خط چشم نزده بودم دیگه آرایش نکردم
×رفتم پایین سمت مین گی رفتم، چرا گریه میکرد؟
§فکر میکردم باهوش باشی(یه حسی بهم میگه این دخترقبلا توی شرکت رقیب دیدم ولی نمیدونم چیکار میکرد نباید اطلاعات و بهش بدم)
×میشه بگی
§نمیدونم
- ۲.۱k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط