{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق به سبک دختر مافیا

عشق به سبک دختر مافیا
پارت۹
™دکمه های لباسشو باز کردمو بغلش کردمو قاب عکس روی دیوارو برداشتم چشماشو گرفتمو با پارچه رمزو زدم وارد اتاق مخفی شدیمو درو بستم یه گوشه انداختمشو لباستو کلا از تنش در آوردم زنیجرارو داغ کردمو کل بدنشو با زنجیر بستم
×فکر میکردم میخواد باهام رابطه برقرار کنه ولی آوردم اتاق شکنجه با ناخنام چنگی روی صورتش انداختم که با زنجیر بستم، آیی خواهش میکنم بازم کن
™ساکت شو
×ال
™خواست ادامه حرفشو بزنه که از حال رفت دستاشو به زنجیر دیوار بستمو چشم‌بند روی چشماش گذاشتمو دهنشو بستم از اتاق رفتم بیرون
(هفت ساعت بعد)
×با دردی تو وجودم چشمامو باز کردم که سیاهی جلوی چشمامو گرفت یادم اومد اون منو با زنجیر بسته و چشم بند روی چشمام گذاشته
™داشتم از توی ایپدم دوربین اتاق مخفی رو چک میکردم که متوجه شدم دارن وول میخوره وارد اتاق مخفی شدمو چشم بندو از روی چشماش برداشتمو چسب ولز روی دهنش کندم
×مننن فقط به حرفاتون گوش دادم چرا با من اینطوری می‌کنی
™گوش دادن به حرف های منو برادرم یعنی در افتادن با خانواده لی
دیدگاه ها (۰)

عشق به سبک دختر مافیا پارت۷™من همیشه کاریو انجام دادم که خان...

عشق به سبک دختر مافیا پارت ۱۲ ~یانگ™لبخند فیکی زدم،رییس نیاز...

عشق به سبک دختر مافیاپارت ۸™رفتم پایین که مین گی سمتم اومد§ی...

عشق به سبک دختر مافیا پارت۷™من همیشه کاریو انجام دادم که خان...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_302لبخندی زدو مشغول شد...

عاشق یه خلافکار شدم پارت ۱۶ا.ت : خب نمیدونم بگو چرا اینجام (...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_309چشم غره ای نثارش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط