{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم بازیگران زندگی

اسم : بازیگران زندگی


part33


(ویو ا.ت)
چشمام سنگین شد و خوابیدم
*ویو صبح جونگکوک*
امروز نمیرفتم شرکت چون تعطیل بود ساعت ۹ صبح بلند شدم‌ صبحونه خوردم...خدمتکار ها بعد از ۲ ساعت تمیزی کردن فرستادنشون برن و فقط ۳ تشون موندن تا کارهای مهم خونه رو مثل آشپزی انجام بدن ، امروز قرار بود خواهرم با بهترین دوستش بره خرید و بهم گفته بود بهش پول بدم منم بهش دادم(خواهر جونگکوک ناتنهیه) و بعدش گفت امروز که نمیرم سرکار باهاش برم خرید، مجبورم کرد تا باهاش برم . اوفف خدا باید برم خرید های دخترونه رو تحمل کنم...گفتم قبلش جین رو ببینم زنگ زدم بهش و گفت که میاد اینجا...یهو زنگ در خورد
یکی از خدمتکارها در رو باز کرد و تا نین رو دیدم با عشوه گفت
خدمتکار : خوش اومدین آقای کیم(خدمتکار ها زن هستن)جین بدون اینکه بهش حتی نگاه کنه گفت
جین : ممنون
و اومد سمت من و منم بلند شدم‌و باهاش دست دادم
جین : امروز وقت خالی داری؟
جونگکوک : نه میخوام با خواهرم و دوستش برم خرید
جین : میشه منم بیام حوصله ام تو خونه سر رفته نمیدونم چیکار کنم
جونگکوک : خیلی خب
(ویو نویسنده)
جونگکوک خدمتکار رو صدا کرد و بهشون ۲ تا آبجو داد و اونا خوردن رفتن ۲ تای بعدی و ۲ تای بعدی...کلا هرکدومشون ۳ لیوان آبجو خورده بودن ولی مست نکردن

ادامه دارد🦋🕸
(شرطا نرسیدن ولی گذاشتم ولی برای پارت بعد شرطهای پارت قبل رو برسونید)
دیدگاه ها (۱۲)

اسم : بازیگران زندگیpart34(ویو نویسنده)ولی مست نکردن*پرش زما...

اسم : بازیگران زندگیpart35(ویو ا.ت)جیوو : عزرائیل بهتر از تو...

اسم : بازیگران زندگیpart32(ویو جونگکوک)جونگکوک ،: خوبه یکم س...

اسم : بازیگران زندگیpart31(ویو ا.ت)رفتیم توی ماشینا.ت : چی م...

تتو آرتیست من [part¹⁵]*ا/ت ویو*€تو دیگه کی هستی؟!- ...€ا/ت؟ ...

#my_Black_life3 پارت⁹ویو پیل صب بیدار شدم کارای لازم رو انجا...

سناریو پارت ۲۸وقتی با مامانشون خیلی صمیمی هستی و دارین باهم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط