{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو جونگکوک

ویو جونگکوک
رفتم تو اتاقم.نینا کیوت منتظرم بود
÷سلاممم
-سلام کوچولو
÷ارباب
-هوم؟
÷دلت برام تنگ شده بود؟
-من باید اینو ازت بپرسم ببخشید چند وقتی نمیتونم درست بهت برسم و تنبیهت کنم

چشم غره ای کرد خندیدم

÷لازم نبود حتما کلمه آخرشو بگی ایششش
-(خنده)دختر امروز خوشگل شدیااا
÷همیشه بودم
-ای شیبال.. خب چیکارا میکنی
÷شنا شنا شنا شنا شنا...اونم تو این آکواریم کوچیک.خسته شدم( ناراحت)
رفتم سمتش و با دوتا انگشت حالت 👌 زدم به سرش

-خسته نباشی
÷ایییی
-خیلی سوسولی بچه
÷چرا اونوقت دردم گرفت خب

یاد آت افتادم مثل سگ زدمش تا حدی که خون بالا اورد خندم گرفت
-میشع خونتو تست کنم؟شاید خوشمزه باشه
÷نه
رفتم از جیبم سوزنمو طوری که نفهمه در آوردم و آروم کردم تو گردنش
÷اخ آیی چتههه
-من اجازه گرفتم
÷اون اجازه گرفتن نبود خبر دادن بود فرق این دوتا و نمی‌دونیییی اخخخ
دیدگاه ها (۳۶)

ویو جونگکوک سرم تقریبا به نصف رسید که نینا کندش-هی. بیشتر می...

ویو جیمیندلم برا کامیلا تنگ شد. =زیاد نیست. خدانگهدار جونگکو...

کامنتا

{ادامه فلش بک}واسه همون محکم تر زدمش و آنقدر حرصم و در آورد ...

بعد از اینکه از باد اومدین رفتیم رستوران لینا غذا بخوریم ته ...

‌𝐌𝐲 𝐝𝐚𝐝𝐝𝐲 🍷پارت : ۱۸ویو ا.ت☆ اخه بهت گفت عروسک+ اون با همه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط