پارت آخر

پارت آخر

که یهو گریش گرفت اتو براید استایل بغل کرد و برد بیمارستان

چند ساعت بعد _

چند پرستار اومدن پیشه جیمین

جیمین: حاله همسرم چطوره؟

پرستار: راستش..ایشون باید عمل شن

جیمین: چی؟ عمل برای چی ؟

پرستار: آقای پارک..همسرتون بیش از حد ناراحت بودن و ناراحتی اصلا برای ایشون خوب نبوده و به قلبشون فشار
اورده

جیمین تا اینو شنید ناخداگاه دوباره گریش گرفت و تعادلشو از دست داد
و جیهوپم داشت جیمینو آروم میکرد

چند مین بعد

دکتری که قرار بود اتو عمل کنه اومد پیشه جیمین

جیمین: عه سوهو..اینجا چیکار میکنی؟

سوهو: ناسلامتی من دکترم😑

جیهوپ: سوهو چرت و پرت نگو

سوهو: جدی میگم...بهتون قول میدم عمل ات موفق آمیز باشه

جیمین: سوهو تروخدا اتو بهم برگردون ( بغض)

سوهو: ای بابا انقدر گریه نکن..اگه ات ترو اینجوری ببینه چی؟

( نکته: سوهو برادر ات و دوست صمیمیه جیهوپ و جیمینه)

چند ساعت بعد_

سوهو از اتاق عمل اومد بیرون صورتش ناراحت بود

جیمین: چیشد؟ عملش خوب بود؟

سوهو: متاسفم ولی...اتو از دست دادیم

جیمین و جیهوپ: نه نه این امکان نداره

جیمین گریش شدت گرفت و جیهوپم بغض بدی کرده بود که سوهو نتونست جلوی خندشو بگیره و زد زیره خنده

جیمین: چرا میخندی؟

سوهو: وایی...شوخی کردم ات از منم سالم تره میتونین برین ببینینش

جیهوپ: خدا نکشتت

جیمین: سکته کردممم( خدانکنهههه)

جیمین رفت تو اتاقی که ات توش بود و رفت نشست پیشش

جیمین: ات م..م..منو ببخش..م..من لیاقتتو ندارم...ن..نباید اینجوری باهات حرف میزدم ببخشید

ات: اشکالی نداره همه عصبانی میشن

جیمین: یعنی از دستم عصبانی یا ناراحت نیستی؟

ات: معلومه که نه

جیمین: قربون تو برم من

و محکم بغلش کرد

که سوهو و جیهوپ اومدن داخل

سوهو: بلخره بیدار شدی خواهری

جیهوپ: ات خدا بهت رحم کنه

ات: چرا؟

جیهوپ: تو یه ساعت این داداش گلت ما رو سکته داد...چطور تو هنوز زنده ای؟

ات: والا نمیدونم😂

سوهو: یاااا...من خیلی آرومم 🤧🙄

جیمین، ات و جیهوپ: خیلییییییییی😑

و یهو همشون زدن زیره خنده و به خوبی و خوشی زندگی کردن


پایان___
دیدگاه ها (۸)

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

گمشده در روشنایی. P 4

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

#درخواستیپارت۵که خونریزیه سر ات بیشتر شد و همه‌ی آرمیا متوجه...

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#درخواستیپارت آخرویو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

چند پارتی درخواستی

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط